این گفتگو درست در ساعاتی انجام شد که در ارگ ریاست جمهوری افغانستان، مراسم تحلیف ریاست جمهوری1393 اجرا می شد. چند روز بعد از آن اشرف غنی احمدزی رییس جمهوری جدید افغانستان، چند فرمان صادر کرد که یکی از آن فرمان ها، تمام والیان ولایت ها را به حیث سرپرست درآورد.
صدای شهروند: آقای شفق! سپاسگذارم که وقت تان را در اختیار روزنامۀ صدای شهروند قرار می دهید. به عنوان سوال اول؛ بیشتر از یک سال است که شما به حیث والی دایکندی کار می کنید، عمده ترین دست آوردهای شما در این ولایت طی یک سال چیست؟
تشکر از شما و همکاران شما از اینکه در انعکاس رخدادها و جریانات دایکندی سهم می گیرید. دقیقاً وقتی که من آنجا (در ولایت دایکندی) رفتم، اول جوزا ی سال ۹۲ و در وسط سال مالی بود. از طرف دیگر، پروسۀ انتخابات و انتقال مسئولیت های امنیتی هم شروع شده بود. هر دوی اینها تأثیر مستقیم داشتند بر روند پیشرفت، انکشاف و بهبود زندگی مردم. مردم دایکندی، مردم عقب مانده، فقیر و مستمند است و ضرورت به توجه خاص دارد. دایکندی را نمی شود در یک چوکات سیاست معمولی از این حالت ، خارج کرد، یا با پروژه هایی که وزارت مالیه در بودجه های انکشافی سالانۀ خود داخل می کند؛ یعنی به همان روال عادی امکان ندارد که ولایت دایکندی همدوش سایر ولایات افغانستان به آبادانی و پیشرفت های قابل ملاحظه دست پیدا کند. باید روی پروژه هایی توجه شود که در جهت بهبود وضعیت اقتصادی مردم تأثیر مثبت داشته باشد. با تجاربی که از گذشتۀ خود داشتم، برایم اولویت داشت که اگر این پروژه ها روی دست گرفته شود، شاید در زندگی مردم تغییرات بیاید. اول نبود راه بین ولایت و ولسوالی ها ست که حتی سرک های جغل اندازی وجود نداشت. تا هنوز هم همین طور است. بین ولایت و شهرهای کشور عین چیز بود. در کل در ده سال گذشته با وجود کمک های بین المللی برای فعال سازی و معیاری سازی زیربناهای ترانسپورتی، در آن ولایت کاری صورت نگرفته بود. نه در سرک و نه در میدان هوایی. حالا ما کار سرک ها را شروع کرده ایم که در حال وصل شدن است. ۱۵ شرکت در ۱۸۰ کیلو متر فعال است. در بخش میدان هوایی وقتی من به آنجا رفتم، پروژه اش تا حدی طی مراحل شده بود. از همان روزها فهم و درک من این بود که این میدان، میدان نمی شود. در سال ۹۲ خودم جای دیگری برای میدان هوایی پیدا کردم و با وزیر صاحب شهرسازی تلفونی صحبت کردیم. وزیر صاحب برای تعدیل آن موافقه کرد. تمام کارهایش طی مراحل شده است و با وزیر صاحب ترانسپورت هم توافق ما این شده است که بعد از این هر چه بودجه به دست ما رسید، سر آن میدان مصرف شود. البته بخش توسعوی میدان قبلی تکمیل شده است. ۱۲۰ متر آن مانده که من آن را اجازه ندادم؛ زیرا نتیجه نمی داد. حال آن یک تپۀ مصنوعی است؛ ۳۲ متر خاک و ریگ. اصلاً به نظر من کل جریان قرارداد آن از لحاظ انجنیری مشکل داشته و دارد. به هر حال ما باید در بخش زیربناهای ترانسپورتی به دنبال یک میدان جدید باشیم. کارهای مقدماتی اش را انجام داده ایم، فقط منتظر دولت جدید هستیم که با بسیار یک بودجۀ کم یک میدان بسیار خوب اعمار می شود انشاءالله. موضوع دوم، مسئلۀ شهر است که سبب می شود تا متشبثین خصوصی ما در آن قسمت کار کنند. در این قسمت پیش از من مشکل بین مردم محل و ادارۀ محلی وجود داشت. این مشکل را حل کردیم. شهرک یک سال پیش تطبیق شد و حال به سرعت هم در بخش رهایشی و هم در بخش تجارتی کار جریان دارد. این شهرک سه مشکل جدی داشت: برق، آب و سرک های اسفالت. خوشبختانه ما کار هر سه این مشکل را حل کردیم؛ سرک هایش را قرار داد کردیم، بند برق سوختوک آفر گشایی شده و به زودی قرار داد خواهد شد، بخش حفر چاه های آب آشامیدنی اش را شروع کردیم و با خود مردم محل قرار داد صورت گرفته است. موضوع دیگر و یکی از دست آوردهای بزرگ مردم دایکندی، معارف بالندۀ آن ولایت است؛ اما یک عقبه برای تحصیلات عالی خود در محل نداشت که من تلاش کردم منظوری دو تا دانشکدۀ زراعت و تعلیم و تربیه را گرفتم که سال ۹۴ ، دایکندی عملاً شامل کانکور می شود. تعمیرات آن نیز به کمک کشور هندوستان اعمار می شود. در بخش صحت نیز مردم دایکندی با مشکلات زیادی مواجه بودند. دایکندی ولایتی است که با خشم طبیعت همیشه دست و پنجه نرم می کند. مراکز صحی ما به تناسب جغرافیای ولایت دایکندی بسیار کم بود. ۳۶ مرکز هرگز در آن جغرافیا کفایت نمی کند. طی یک سال چند کار مهم در راستای صحت عامه انجام شده است؛ شفاخانۀ ولایتی به تاریخ ۳ ثور توسط وزیر صاحب صحت عامه تهداب گذاری شد، بودجۀ ۵ کلنیک دیگر را از هندوستان گرفته ام و همین لحظه از طریق وزارت صحت عامه به اعلان است. ۳۵ مرکز آشیانۀ صحی نیز در سال ۹۳ ایجاد شده است که مجوعاً می شود ۵۶ آشیانۀ صحی که برای قریه جات بسیار مفید است. این غیر از ۳۶ مرکز صحی اصلی ماست. رادیو ـ تلویزیون محلی در آنجا وجود نداشت و ما آن را فعال کردیم. شهرک عودت و مهاجرین ما پنج سال بود که فقط اسناد آن در ادارۀ آمریت مهاجرین بود و ما دو ماه تلاش کردیم تا این ملکیت ها را در جمع وزارت مهاجرین آوردیم. موضوع دیگر، وجود گروه های مسلح غیر قانونی بود. در خیلی از قریه جات دور دست امکان گشت و گذار نبود. یک شورا ی مشورتی دایکندی با ترکیب از علما ، جامعۀ مدنی، متنفذین، احزاب و خود ما ایجاد کردیم. از این طریق این گروه ها را آوردیم در چوکات قانون. دایکندی در حال حاضر امن ترین ولایت افغانستان است و کنتر ل این وضعیت برای ما یک دست آورد بزرگ است. رقابت هایی را که بین احزاب و دسته های اجتماعی بود، ما به تفاهم تبدیل کردیم. اصلاحات اداری آوردیم. پیش از این خیلی از اجراآت غلط بود. من نمی گویم از روی تعمد بود؛ تجربه در دایکندی کم بود. اکثر کارمندان دایکندی جوان اند و آنها نیاز به حمایت داشتند. هم در قسمت کاهش فساد و هم در قسمت اصلاح اداره و سرعت کار و ایجاد انگیزه برای کارمندان، ما تلاش های زیادی کردیم.
صدای شهروند: والی سابق دایکندی نیز کار شهرک نیلی را تمام شده می گفت و شما نیز کار شهرک را یکی از دست آوردهای تان می دانید؛ ولی هنوز کار آن به صورت فیزیکی شروع نشده است. چرا؟
ـ شما آنجا تشریف ندارید . کار فیزیکی فعلاً خیلی پیش رفته است. مردم خانه ساخته اند و خیلی ها کوچ آمده اند به آنجا و سرک های عمومی آن کشیده شده است. به صورت بسیار درست حالا شهر شده است. کار مارکیت های آن به صورت کل به گونۀ پخته و اساسی جریان دارد. تانک های تیل معیاری و سوپر مارکیت ها، به کلی کارش تکمیل شده است. کار سرک هایش را هم ما شروع می کنیم. وضعیت عمومی سیاسی روی مردم دایکندی هم تأثیر کرده بود. آنها نمی خواستند برای خودشان خانه بسازند؛ ولی علی رغم آن، حال اگر شما ببینید، آنجا درست شهر شده است. چوکی (میدانی) را که ما ساختیم، در افغانستان نظیرش نیست. ۸۰ ٪ کارش تکمیل شده است، فقط رنگش مانده است. هیچ جای افغانستان به شمول کابل، ده جریب زمین چوک مرکزی ندارد؛ ولی من آن را برای ۵۰ و ۱۰۰ سال آیندۀ مردم در نظر گرفته و ساخته ام. زمین شهرک نیلی یک زمین خاره بود و مشکل آن در دوران هر دو ارزگانی حل نشد. آنها که می گفتند عنقریب حل می شود، عنقریب بود دیگر. من آن را حل کردم. با مردم هم من توافق کردم.
صدای شهروند: پیشتر در مورد آب شهرک نیلی حرف هایی داشتید. باشند گان محل اعتراض دارند که حفر چاه ها منجر به خشک شدن کاریزهای آنان می شود. در این مورد از شما می شنویم.
ـ بلی، این حرف درست است. اول اینکه چاه عمیق در آنجا هیچ نتیجه نمی دهد. اگر پنجاه متر هم بکنی، همان آب ۱۵ متره است…
صدای شهروند: خب، همان حفر چاه های ۱۵ متره بر کاریزهای آنان تأثیر می کند
ـ خب، این حرف را من قبول دارم و به همین خاطر است که ما پروژۀ آب شهرک را از دریا ی لزیر زیر دست گرفته ایم. برای آنها گفتیم، شما نشانی کنید که کدام چاه ها بر کاریز های تان تأثیر می گذارند .
صدای شهروند: آب را از دریای لزیر چگونه بالا می آورید و چقدر هزینه دارد؟
ـ در حدود هفت میلیون دالر هزینه دارد و از طریق پمپ استیشن. حال حفر چاه ها را شروع کرده ایم. پول آن را پیدا کرده ایم و کارش شروع شده است؛ ولی دنبال پول شبکۀ آب آن هستیم.
صدای شهروند: با این همه، هنوز مشکلات بسیار جدی در دایکندی در بخش صحت وجود دارد. شفاخانه ولایتی که به تاریخ ۳ ثور امسال در دایکندی تهداب گذاری شده است، پیش از شما نیز سه بار تهداب گذاری شده بود. این بار نیز هنوز کار آن شروع نشده است. چرا؟
ـ کار آن شروع شده است. طوری که قبلاً هم برای تان عرض کردم، بسیار کند شروع شده است. وضعیت انتخابات بر کار شرکت تأثیر گذاشت. بودجۀ آن هفت میلیون دالر است. تنها هموار کاری آن، چهار لک دالر اضافه کاری ضرورت داشت. خیلی وقت زیاد، این اسناد در وزارت طی مراحل داشت. وزارت هیأتش را نمی فرستاد، مشکل داشت. سرانجام من وزارت را قبولاندم که در طول تطبیق پروژه می شود این اسناد طی مراحل شود. بعد از توافق دو کاندید، کار آن به شدت جریان دارد. در مجموع من از عرضۀ خدمات دولتی در دایکندی راضی نیستم. زور من هم نمی رسد. در همین روزها به وزارت صحت عامه و وزارت اقتصاد مکتوب نوشته کرده ام. همچنان در ادارۀ امور و ارگان های محل که سه مؤسسۀ ایموف، ام آی و کف، کار نمی کنند. کف شفاخانۀ ولایتی ما را پیش می برد و موف و ام آی کلینک های ما را. در حدی که ضرورت است و به میزان ظرفیت قرارداد، اینها مکلفیت های خود را انجام نمی دهند. هر سه دارای ظرفیت نیستند و باید در این قسمت تجدید نظر شود. چندین بار اینها را خواسته ام، مجلس گرفته ام و اخطار داده ام. سرانجام نماینده های شان برایم گفتند که ما صلاحیت نداریم. خیلی مشکلات است و من برای تان اعتراف می کنم. زمستان داروها را فرستادند به ولسوالی سنگ تخت و بندر، داروها را یخ زد . یخ داروها را باز کردند و برای مردم دادند. خودم چند روز پیش رفتم به کیسو، مرکز ولسوالی کیتی. بعضی مشکلات دیگر نیز ما داریم. مثلاً کیسو کلینک دی اچ دی دارد، در حد شفاخانه ولسوالی. در اینجا از گیزاب، پسا بند غور، بغران هلمند و از خود کیتی مکمل مریضان می آید. ظرفیت قرار داد ما دوا برای چهار هزار نفر است. وقتی من کتاب آنها را ارزیابی کردم، مراجعین آن ۸ هزار و سه صد نفر بود . چهار هزار نفر اضافه از ظرفیت مراجعه می کنند، در حالی که دوایی آنها طبق قرارداد در ماه برای ۳ هزار و پنج صد نفر است. داکتران کلینک مجبورند برای آنان نسخه بدهند تا داروها را از بازار آزاد بخرند. همین آدم ها صدایش بیرون می شود که در این کلینک دوا نیست، در حالی که تو آنجا حق نداری. ظرفیت اغلب کلینیک های ما این طور است؛ چون ظرفیت صحی ما کم است و مراجعین زیاد است. مثلاً یک مرکز صحی طبق قانون برای دو هزار نفر دوا دارد؛ اما در آن سه هزار نفر مراجعه کنند. در عین حال با وصف این همه، ما ناراضی هستیم. در ولسوالی های خدیر، بندر و سنگ تخت، ما تجهیزات خوب طبی داریم؛ ولی داکتر نداریم. خود شفاخانه ولایتی ما باید هشت متخصص باشد، ولی سه متخصص است. دلیل مؤسسات این است که کس حاضر نیست در اینجا کار کند. جراح شفاخانه استعفا کرده و مؤسسه معاشش را دو برابر کرده تا او استعفایش را پس گرفته است. مدت ها ما هیچ جراح نداشتیم. ظرفیت شفاخانۀ موجود به لحاظ بستر بسیار کم است. وقتی من آنجا رفتم، سر بعضی تخت ها دو ـ سه طفل خوابیده بود.
صدای شهروند: در پیوند به میدان هوایی نیلی به گفتۀ خود تان شما سال قبل تشخیص داده بودید که آنجا به لحاظ انجنیری جای مناسب نیست . چرا همان زمان کار را متوقف نکردید؟
ـ کار جریان داشت، ولی من یک انجنیر نیستم. من گفتم وقتی اینها این کار را کرده اند، حتماً انجنیر هستند. کاری نیست که آن را یک آمر میدان یا دفتر ولایت کرده باشد. طبعاً این مربوط وزارت بود و مربوط تیم انجینری . شرکتی که در آنجا کار می کرد، شرکتی بود که با پس زمینۀ کاری بسیار بالا خود را توصیف می کرد. من نمی دانستم.
صدای شهروند: یعنی شما می گویید مقصر شرکت قراردادی است؟
ـ نه، من کسی را مقصر نمی گویم
صدای شهروند: گفته می شود ۵۶ میلیون افغانی هزینۀ کار میدان هوایی نیلی شده است. میدانی که چند روز پیش از وسط پاره شد. یعنی ۵۶ میلیون پول از بودجۀ مردم دایکندی نابود شد. به لحاظ حقوقی، مقصر کیست؟ آیا عاملان آن نباید جریمه شوند و یا جزا ببینند؟
ـ من چیزی گفته نمی توانم. تنها می توانم بگویم که باید آن را یک مرجع قانونی تطبیق بکند؛ ولی به هر صورت در اینجا در حق مردم دایکندی امانت داری نشده است.
صدای شهروند: شما تصمیم ندارید از این شرکت و انجنیر هایش در مراجع قانونی شکایت کنید؟
ـ بی تصمیم من حالا گپ جریان دارد. در همین روزها شرکت باید در وزارت جواب بدهد. از اول این کار تا ختم آن یک امضای من وجود ندارد؛ یک امضا . به برداشت خودم، وقتی من دیدم یک بخش توسعوی آن تکمیل شد، از ادامۀ کار آن جلوگیری کردم، نماندم دیگر. ۱۲۰ متر دیگر آن هم اگر کار می شد، ۵۲ متر ارتفاع پیدا می کرد. در قرار داد نوشته است: از مواد محل. مواد محل خاک و ریگ غیر استندرد است. از همه مهم تر، شما خود کار تخنیکی پروژه را که ببینید، مسخره است. به هر حال، این چیزی که کار شده است، به درد مردم دایکندی به حیث میدان نمی خورد. شاید شما این گپ را از من شنیده باشید؛ دایکندی به یک میدان استندرد نیاز دارد و این میدان میدان نمی شود. همان روز های اول من این گپ را گفتم.
صدای شهروند: در حالی که دایکندی یک ولایت امن و معارف پرور است، اما در سال های اخیر شاهد گزارش هایی هستیم که از بروز خشونت های وحشتناک علیه زنان خبر می دهند. دلیلش چیست؟
ـ من فقط از یک مورد در همین روز ها خبر شده ام.
صدای شهروند: حد اقل از بهار امسال دو مورد از بریده شدن گوش و بینی و یک مورد هم از قتل خانمی توسط شوهرش گزارش شده است.
ـ این اتفاقی است که در کل دنیا می افتد. در دایکندی اگر آمار جنایات را نگاه کنید ـ در دایکندی جنگ نیست جنایات را اگر نگاه کنید ـ شاید خیلی پایین تر از کشور هایی باشد که ادعای زندگی مدرن را می کنند. من فقط از یک مورد خبر دارم که در همین روز ها در ولسوالی شهرستان اتفاق افتاده است، آن هم متأسفانه یک داستان بسیار خراب. بین پدر و پسر سر یک خانم اتفاق افتاده است. دختر هم از ارزگان است و بچه از شهرستان است و پیش طالبان کار می کند. حال او تحت تقیب است. پنج ماه پیش در یک مورد دیگر در منطقۀ قول قدیر دو خانم با هم اختلاف داشتند. یک خانم بینی امباقش را بریده بود. آن را مرد نکرده است و آن چندان انعکاس خبری هم نداشت و عاملانش به پنجۀ قانون سپرده شده است. دیگر آن طور قضیه را ما نمی بینیم.
صدای شهروند : کمیسیون مستقل حقوق بشر، دفتر ولایتی دایکندی می گوید، از سال ۹۲ تا نیمه های سال جاری نزدیک به ۶۰ مورد اقدام به خودکشی از سوی زنان را به ثبت رسانیده است که از آن جمله هفت مورد آن منجر به مرگ قربانی شده است. شما از اینها خبر ندارید؟
من خبر ندارم. حقوق بشر چون سابق جایی رفته نمی توانست، ولایت نا امن بود، در قریه جات رفته نمی توانست. خود رییس حقوق بشر ما در مصاحبۀ خود به این اعتراف می کند که ما پیش از این نمی توانستیم به جایی برویم. از سوی دیگر، دادخواهی زیاد شده است. اعتماد خانم ها به اداره بالا رفته است، که باز خواست می شود. به این خاطر مراجعه می کنند. خیلی وقت ها حقوق بشر را من می گویم، مواردی را که شما شک دارید، برای من نوشته کنید، ما برای پیشگیری آن اقدام می کنیم. آنها کمتر در این مسئله ما را کمک می کنند. من در ولایت های دیگر که بودم، حقوق بشر خیلی مرا کمک می کرد. در اینجا حقوق بشر حادثه را ثبت می کند و آن را هم برای من نمی گوید. در جاهای دیگر می گوید.
صدای شهروند: پیش از این ما موردی را در دایکندی نداشته ایم که کارمندان حقوق بشر حتی مورد تهدید قرار گرفته باشند. به هر حال، عدم همکاری آنان چیست؟
ـ نمی دانم. من چندین بار آقای جواد دادگر، رییس حقوق بشر دایکندی را گفتم، جاهایی که امکان تخطی وجود دارد را به گونۀ رسمی با ما شریک کن تا ما پیشگیری کنیم؛ ولی ما واقعاتی را که از طریق حقوق بشر انعکاس می کند، وقتی از طریق ارگان های امنیتی تعقیب می کنیم ارگان های امنیتی می گویند واقعیت ندارد. خود حقوق بشر که این ادعا را دار د، می گوید میزان دادخواهی بالا رفته است و زمینۀ گشت و گذار ما در هر جای دایکندی زیاد شده است. پیش از این آنها نمی توانستند به ساحات سنگ تخت و بندر میانه های ولسوالی اشترلی و در بعضی نواحی خدیر بروند. آیا آنها می توانستند به پشتروق بروند؟ نه، نمی توانستند. به هر ترتیب، من دلیل خود حقوق بشر را تأیید می کنم. من به ادعای آنها احترام دارم. دو مورد را که من خبر دارم، پولیس در هنگام حلق آویز دستگیر کرده بودند، پیش از مرگ و … اگر حرف حقوق بشر صحت داشته باشد، تأیید می کنم که خشونت بالا نرفته است؛ میزان دادخواهی بالا رفته است.
صدای شهروند: یکی از انتقاد های جدی که بر شما وارد است، این است که شما با نهاد های مدنی همکاری ندارید و جمعی به نام اتحادیۀ مدنی را خود تان در تقابل با شبکۀ جامعۀ مدنی ایجاد کرده اید. گفته می شود اعضای این جمع بیشتر ملاها و کسانی اند که به مدنیت هیچ باور ندارند. برای خنثا سازی فعالیت ها و اعتراضات شبکۀ جامعۀ مدنی دایکندی تشکیل شده است. آیا درست است؟
ـ هرگز این ادعا صحت ندارد. من اصلاً از این موضوع اطلاع ندارم. این گردن بستگی است. این بزرگواران سابق کجا بودند؟ اگر آنها نام شان به عنوان شبکه و اتحادیه گرفته می شود، در دوران من گرفته می شود. آیا یک بار اتفاق افتاده که من سر یک رادیو یا سر یک نهاد مدنی اعتراض کرده باشم؟ یک روز؟ یک دفعه؟ خود آنها با حرکات خود با ارادۀ مردم مواجه می شوند. مردم بعضی تندروی های آنها را نمی خواهند. آن به والی چه ربط دارد؟ من چی خبر دارم؟ آنجا نه بچه کاکایم است، نه بچه مامایم و نه من می خواهم آنجا وکیل شوم. من می خواهم برای شان خدمت کنم. اگر می خواهند، اعتراض شان چیست؟ وقتی که دوران، دوران اعتراض بوده است، آنها اعتراض نکرده اند، حال که من بیشتر از ظرفیت و امکانات و شرایطم کار می کنم، آنها باید مرا یاری کنند. چیزی که در یک سال برای شان انجام شده، در ۱۳ سال شده است؟ این همه پروژه های زیربنایی؟ تنها پل، پل زردگلان، پلان شکردره، پل ده عروس، پل دیکتور، پل گیرو، پل ورزال، پل پای میرغلام، تمام این پل ها در همین یک سال یا کارش شروع شده است و یا بودجه اش پیدا شده است. بودجۀ تمامی سرک های ولسوالی ها و روستاها را از بودجۀ انکشافی فواد عامه گرفته ام. درست است پیشرفت ما زیاد به طبع دل ما نبوده است، مخصوصاً در قسمت معارف؛ مطابق شخصیت معارف دایکندی کار نشده است؛ ولی کار هایی که از دست من می آمد، انجام داده ام. تمام این کار ها را تنها والی نمی تواند. جامعۀ مدنی که اعتراض می کند، چه وقت من با اینها جلسه نکرده ام؟
صدای شهروند: تا کنون چهار حرکت اعتراضی شبکۀ جامعۀ مدنی در پیوند به نارسای هایی که به دایکندی صورت می گیرد، خنثا شده است. آقای شفق! حراست و حفاظت از آزادی بیان و تأ مین حقوق شهروندی و مدنی شهروندان وظیفۀ شماست. وقتی صدای یک تعداد خفه می شود و آنان سرکوب می شوند، باید با عاملان آن قانونی برخود شود.
ـ من خبر ندارم. من فقط یک مورد آن را خبر دارم. همان ساخت آدم برفی را
صدای شهروند: سال گذشته دایکندی بیشتر از ۶۰ مورد حادثۀ ترافیکی داشت. در این حوادث ده ها شهروند دایکندی جان شان را از دست دادند. شبکۀ جامعۀ مدنی در اعتراض به خرابی سرک ها می خواست اعتراض کند؛ ولی اعتراض آنان خنثا شد و موارد دیگر.
ـ من از آنها خبر ندارم. من از همین ساخت آدم برفی نیز خبر نداشتم. وقتی از اینجا رفتم، شبکۀ جامعۀ مدنی دایکندی را خواستم و پرسیدم شما سر کی ادعا دارید. شیر محمد انتظار (رییس شبکۀ جامعۀ مدنی دایکندی) گفت، والی صاحب گذشته ها را صلوات. این برخورد جامعۀ مدنی و مردم بوده است. چرا پای مرا در میان می کشند؟ چرا تمرکز زدایی می کنند؟ در کدام مجلس ما شبکۀ جامعۀ مدنی دایکندی نیست؟ من بارها حتی چند روز پیش با جامعۀ مدنی، علما، استادان دانشگاه و … جلسه داشتم. برای شان گفتم یک سال است که برای تان کار می کنم، اگر راضی هستید، گپ دل خود را عندالله و عندالرسول برای من بگویید که من ادامه بدهم و اگر نه، چی ضرور است که من وقت خود را برای شما ضایع کنم؟ مشکلات شما مشکلات جدی است. کسی را بیاورید که به مشکلات شما رسید گی کنید. یک نفر، حتی یک نفر چیزی نگفتند. کدام پروژۀ دایکندی پیش از من در مجلس اداری طی مراحل می شد؟ یک دانه اش نمی شد. اینها یعنی ما برای احقاق حقوق همین مردم داریم تلاش می کنیم. امید من این است که همه مرا کمک کنند؛ ولی روی هر دلیلی، وقتی چهار تا جوان به نام جامعۀ مدنی کاری را می کنند و چهار تا ملا کار ی دیگر را، به والی چی ربط دارد؟ تو از من صدا داری؟ تصویر داری؟ مکتوب داری؟ عریضه کرده ای که من باز خواست نکرده ام؟ صرفاً روحیۀ آدم را زدن کاری درست نیست. یک دفعه بیا یک فیلم بگیر از من که من چگونه روزمره در کابل می تپم؟ یک فیلم بگیر یادگاری پیشت باشد که من برای شما چقدر رنگ زردی می کشم. من تا وقتی آنجا خوشم که شما خوش باشید. واقعیت را می گویم، وقتی کارم برای مردم مفید نباشد، من خودم عذرم را از حکومت می خواهم. آدمی آنجا باشد که به درد آن مردم بخورد.
صدای شهروند: مناسبات تان با رادیوهای آنجا چگونه است؟ ادعایی و جود دارد که با حضور شما در دایکندی اختناق زیاد شده است.
ـ دو رادیو در دایکندی وجود دارد که تمام دایکندی را آنها به میل خود می چرخانند. ما از فعالیت شان ناراضی نیستیم. یک دفعه همان ها نیامدند مثل شما از من پرسان کنند که والی! تو طی یک سال در دایکندی چی کار کردی؟ یک دفعه! ولی وقتی دو تا سیاسر که در منطقه زرد نی و دشت به سرک بر آمد، آنها را پیدا می کنند و بعد می آیند پیش من که تو را آنها این طور گفت. تو چی می گویی؟ همه چیز که به توبیخ نمی شود. وقتی که زحمت خود را به این حد می بینم و در آنجا توبیخ را می شنوم، انگیزه ام از بین می رود. همین حالا هم روی من تأثیر کرده است. همین قدر کاری را که من آنجا کردم، یک روز یک رسانه آن را انعکاس نداد، که این کار ها هم آنجا شده است. از برای خدا! سرک ها راه بیفتند، شفاخانه راه بیفتد، پوهنتون راه بیفتد، شهرک راه بیفتد. آب و اسفالتش راه بیفتد، این قدر کارهای صحی در آنجا شود، این قدر کاری های امنیتی در آنجا شود، کم کار است؟ شما حالا نیلی بروید، نیلی آن نیلی ای که سابق دیده بودید، نیست. خیلی تغییر کرده است.