(جهان حامی کدام یکی است؟)
تابستان سال 1393، همزمان با برگزاری جشنواره راه ابریشم و جشنواره سارک، همراه با دو نفر از دوستانم به ولایت بامیان رفتیم. شهری که جدا از وضعیت خوب یا بد آن در چند دهه و سدهی اخیر، زمانی یکی از مهمترین مراکز معنوی شرق و بوداییهای جهان بوده است. در این شهر، افزون بر مجسمههای صلصال و شهمامه که هر کدام بار تاریخی و دلالتهای فرهنگی خاص خود را داشتند و دارند، صدها اتاق کندهشده در دل کوه وجود داشت و دارد که راهبان بودایی با چلهنشینی و ریاضتکشی در آنها، مسیر تعالی را میجستند و به جان خویش حیات تازه میدادند و روح جدید در جهان معنویت میدمیدند.
اما آن سال در این شهر، آریانا سعید و چند همراه او، با بدنهای نیمهبرهنه که هیچ خانواده و هیچ بانویی از هیچ قوم افغانستان آن را نمیپسندیدند و با باورها و هنجارهای خود سازگار نمیدانستند و هنوز هم تصور نمیکنم افراد قابل توجهی آن را بپسندند و یا سازگار با باورها و هنجارهای خود بدانند، آواز خواندند و رقصیدند و بهتعبیر آن روزها، «پروژهای را که از سوی دونرها (تأمینکنندگان) خارجی این جشنوارهها تامین میشد، اجرا کردند.»
من فردای همان روز در فیسبوک نوشتم «افراط و تفریط دو تیغهی یک قیچی است برای نابود کردن مردم افغانستان!»
از آن قصه، حدود 11 سال گذشته است. جای نظام حاکم بر آن سالها را نظام جدید گرفته است. احتمالا پس از این، کسی از جشنواره راه ابریشم و جشنواره سارک و امثال آن در افغانستان سخن نگوید. اما یک واقعیت همچنان جریان دارد:
#تعامل_پروژهای با واقعیتهای ارزشی و دودی که از این تعامل به چشم مردم افغانستان میرود.
من با دوستانم همراهم که کثرتها نباید انکار شوند. جامعه باید همان طور که متنوع است، متنوع نیز دیده شود و متنوع بماند؛ اما باور کنیم که برخی از رفتارهای ظاهرا کثرتگرایانه و متنوع، منجر به نابودی کثرتگرایی و تنوع واقعی میشود.
برجسته کردن امثال آریانا سعید در جلسهای که برای حمایت از زنان تحت ستم افغانستان در سال 2023 برگزار شده بود و قرار دادن او بهعنوان نماد و نماینده زنان آزاد و دموکرات افغان، تفریطی است که در داخل افغانستان و در میان مردم برای جانب افراط، مشروعیت خلق میکند. مردم افغانستان که همچنان به دین، اخلاق و هنجارهای ارزشی و انسانی خاص خود پایبند هستند، با دیدن این نماد مبتذل به این نتیجه میرسند که فرجام مبارزه با افراطگرایی، نه رهایی و رسیدن به اعتدال، که افتادن در دامن ابتذال و دام تفریط آرایانایی است. این مردم با خود میگویند: دستآورد دموکراسی، فرجام حقوق بشر و نتیجهی آزادی زنان، اگر شبیه شدن دختران ما به آریانا سعید و ابزار شدن زنان ما در دسکوها باشد، ما از این دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیزاریم.
من مثل غالب دوستانم باور دارم که حکومت دینی در وضعیت فعلی افغانستان، از حکومت توتالیتر مذهبی-قومی سر در میآورد و بیش از گذشته، ما را به تباهی و ستیز درونی سوق میدهد و فرصتهای محدودی را که داریم، هم نابود میکند؛ اما از جانب دیگر، دموکراسی که تبلور عینی آن ابتذال و بیبندوباری باشد را نیز نمیتوانم بپذیرم و معتقدم که این ابتذال آخرین دارایی ارزشی و حیاتبخش ما، یعنی خانواده را نیست و نابود میکند. از زنان ما سلب انسانیت می کند و آنان را به کالای بی ارزش بدل می سازد.
تصمیم اروپاییها را در آن سال واقعا نمیدانم. نمی دانم که هدف شان از به میدان آوردن آریانا سعید چه بود؟ در حالیکه دهها زن مبارز، خوشنام و چیزفهم افغانستانی در درون و بیرون کشور وجود داشتند و همچنان برای احقاق حقوق خود و جامعه خویش مبارزه می کردند.
اگر بدبینانه به این قصه بنگریم، پاسخ ما این خواهد بود که اروپاییها با نمایش صورت زشت دموکراسی و چهره مبتذل آزادی و حقوق زنان، میخواستند از حکومت فعلی افغانستان که در تقابل با این پدیدههاست حمایت کنند! این نگاه آنگاه تقویت میشود که میبینیم در این کنفرانس به چند خواستهی جزیی و روبنایی توجه صورت میگیرد و خواستههای اصلی و بنیادین مردم افغانستان چون نوع نظام، قانون اساسی عادلانه، حقوق افراد و مشارکت اقوام کاملا مورد فراموشی و غفلت قرار میگیرد.
همچنین اکنون که کسی مانند «شرل بینارد» آشکارا از افراطگراها حمایت نموده و جایگاه فعلی زنان افغانستان را که سراسر انکار و حذف است تأیید میکند، پشت پردۀ کار سال 2023 اروپاییها و آمریکاییها بیشتر معلوم میشود.
با تأسف، باید اعلام کنیم که جهان حامی افراط و تفریط در افغانستان است تا بتواند از این فضا در جهت منافع خود که بازتولید فضای خشونت و زمینهسازی برای فروش بیشتر شرکتهای بزرگ اسلحهسازی است استفاده کند.
دوکتور علی راستین