نقد همدلانه
متن زیر نقدیست مختصر بر یادداشت دکتر علی راستین تحت عنوان "ناتوانی مدعیان نوگرایی زمینهی تداوم کهنهگرایی در افعانستان"
شکست نوگرایی در افغانستان همانطور که در یادداشت آمده است، معلول عوامل متعددی است که وزن دادن به یکی، توجهها را از سایر عوامل بازمیدارد و تحلیل را سوگیرانه و یکجانبه میسازد.
استدلال ناتوانی علمی و عملی نوگرایان در توفیق فرایند مدرنیزهکردن کشور شاید تا حدودی در دوره امانالله خان و آغاز نوگرایی صدق کند. چه که آنزمان اولین قدمها بهسوی نوگرایی برداشته میشد و درک عمیق و فهم دقیق از پدیدههای جدید و مفاهیم نوپدید وجود نداشت. دیوار سنت ستبرتر و سختتر از آن بود که با اقدامات نوگرایانه امانالله خان ترک بردارد و بشود در آن رخنه کرد.
اما قصه در دورههای بعد بسیار متفاوت است. بهویژه در بیست سال دوره جمهوریت، تغییرات بسیار شگرف و گستردهای در لایههای مختلف جامعه ایجاد شده بود و فهم نسبتا همهجانبهای هم از مفاهیم مدرن و پدیدههای جدید بین اقشار مختلف و بهخصوص نخبگان سیاسی، روشنفکران و اهالی فرهنگ شکل گرفته بود. درکنار این طیفها، آگاهی عمومی نیز به یُمن رسانههای آزاد و دسترسی عمومی به دانش و اطلاعات بسیار افزایش یافته بود. مظاهر این فهم و آگاهی را میتوان در زندگی عملی گروههای مختلف مشاهده کرد. بهصورت نمونه مجاهدین که زمانی خود نماینده سنت بودند و معارض نوگرایی، در این ۲۰ سال تحت تأثیر این تحولات دچار دگرگونی شدند و از معارض و منتقد به مبلغ آن تبدیل گردیدند. مجاهدینی که نگاهشان به زن مثل طالبان سنتی و واپسگرایانه بود، در سالهای اخیر با افتخار از تحصیل و حضور همسران و دخترانشان در عرصههای اجتماعی و عمومی حمایت میکردند.
بهنظر میرسد، اشکال کار جای دیگر است. نوگرایی مثل هر فرایند اجتماعی دیگر تدریجی و زمانبر است. به ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی نیاز دارد تا به مرور مفاهیم جدید در جامعه جا بیفتد و درونی شود. امری که در مقطع زمانی حکومت مجاهدین و جنگهای داخلی متعاقب آن و دوره جمهوری بیست ساله بستر و زمان کافی برایش وجود نداشت. تحولات سیاسی و برآمدن طالبان، بیشتر از آن که معلول ناتوانی نوگرایان باشد، ریشه در تحولات ژئوپلیتیکی و تعاملات قدرتهای منطقهای و جهانی دارد که موجب فروپاشی نظام نوپای نوگرا شد و فرایند نوگرایی نیز بار دیگر عقیم ماند. صد البته که این استدلال به معنای برائت فساد و ناکارآمدی نخبگان سیاسی و رفع مسئولیتشان در فروپاشی نظام جمهوری نیست.