راهبرد استراتژیک غرب نسبت به گذشته گسسته از هم شده است. سیاست هژمونیسم آمریکا و سیاست حقوق بشری و دموکراسی اروپایی دو راهبرد شکل یافته است که آمریکا و اروپا را در حال حاضر از نظر تمایل به نظریه مشترک روابط بینالملل از هم متمایز می سازد.
اکنون گرایش مشترک از نظر تیوری روابط بین الملل( ایدآلیسم) میان اروپا و آمریکا مقروب مانند قبل بنظر نمیرسد. ارجح شدن نظریه ریالیسم در سیاست خارجی آمریکا، اروپا را از سهیم شدن راهبرد مشترک با آمریکا دور می سازد.
رویکرد آمریکا در برابر اوکراین، طالبان و موضوع هستهای ایران مرئی کرد که اروپا در سیاست استراتژیک آمریکا به انزوا کشانده شده است.
تغییر در سیاست خارجی آمریکا در برابر طالبان که تمهید کننده سرنگونی این گروه باشد، فرضیه احتمالی را هم نمی توان مورد بررسی قرار داد.
آمریکا بار دیگر بوسیله پاکستان، طالبان را برای یک جنگ راهبردی خودشان سروسامان میدهد. روسیه نیز با آگاهی کامل وارد بازی شده و امتیاز برای طالبان قائل می گردد تا کمربند امنیتی روسیه( کشورهای آسیای مرکزی) مورد تهدید قرار نگیرد. انتقال داعش در شمال افغانستان بوسیله طالبان از اهداف راهبردی آمریکا تلقی می شود.
از این نظر با نفوذ داعش در افغانستان طالبان مورد حمایت همه کشورها به عنوان مهره بازی قرار می گیرد. این بازی بمثابه همان گیم پابجی میماند که هر جناحی در آن شرکت می کند.
لذا از اعضای محترم مجمع ملی برای نجات افغانستان تقاضامندم و یا پیشنهاد می کنم که کار را در مجمع تسریع ببخشند و جلسات که بیشتر سرنوشت ساز است به مثل جلسات هیئت رهبری اگر هر پانزده روز و جلسات هماهنگی هر هفته زودتر برگزار شود و ساختار مجمع را به اتمام برسانیم تا قدرتمندانه برنامه ریزی نموده و وارد عمل شویم. و بتوانیم این سیاست های مخربانه را سابوتاژ نموده و زمینه را برای تغییر راهبرد کشورها فراهم سازیم که دست از ایجاد شرایط وحشت در افغانستان بکشند.
راهبرد مجمع ملی برای نجات افغانستان با اروپا و کنگرس آمریکا، نهادهای حقوق بشری، دموکراسی، صلح و آزادی نزدیک است اما طالبان در برابر این راهبرد قرار دارد. طالبان بیشتر در سیاست هژمونیسم قصر سفید جا پیدا کرده است.
طالبان برای فراهم سازی با وضع کردن قوانین سخت گیرانه خود می خواهد بتدریج مراکز خبرگزاری را برچیده نماید تا واقعیت ها از افغانستان بازتاب پیدا نکند و کم کم در نخست رسانه های تصویری و بعد سایر رسانه ها را از بین برده و زمینه یک جنگ فرسایشی را برای آمریکا در برابر کشورهای آسیای مرکزی و داخل افغانستان مساعد سازد.
پس ما منتظر تغییر سیاست خارجی آمریکا از قصر سفید نباشیم و در حال حاضر فرصت نزدیک شدن با کشورهای اروپایی از دید حقوق بشری و نهادهای آمریکای وجود دارد را از دست ندهیم و جو آلودگی سیاست قصر سفید را تغییر دهیم. این کار نیازمند تکمیل شدن تشکیلات، تدوین برنامه ها، وارد شدن به تبلیغات گسترده، بازی استخباراتی، دیپلماسی و در فرجام گزینه نظامی است.
من باورمندم که اعضای مجمع ملی با کادرهای برجسته وشخصیت های سیاسی با تجربه خود فایق میآیند و افغانستان را می توانیم وارد صفحه جدید تاریخ سازیم. شجاعت، اراده، صداقت و متحد بودن ما نیروی قدرتمند است که ما را پیروز می سازد.
میرحسین تلاش