با گذشت پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت، نگرانیها درباره وضعیت آزادیهای مذهبی و افزایش ادبیات تکفیری علیه شیعیان در افغانستان همچنان ادامه دارد. انتشار و بازنشر سخنان برخی چهرههای وابسته یا نزدیک به طالبان در شبکههای اجتماعی، در کنار محدودیتهای گزارششده بر فعالیتهای دینی، آموزشی و فرهنگی شیعیان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا شکافهای مذهبی در افغانستان در حال عمیقتر شدن است.
بهتازگی یک نوار تصویری در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که در آن یک مبلغ طالبانی، در سخنانی خطاب به نیروهای این گروه، از ادامه مبارزه مسلحانه تا تطبیق «قانون قرآن» بر کشورهای دیگر سخن میگوید.
در بخشی از این ویدیو، فرد سخنران میگوید:
«ای مجاهدین و ای شیرانی که شما ۵۲ کشور کفری را جواب دندانشکن دادید، سلاح تان را تا آن زمانی که همین قانون قرآن را بالای پاکستانِ مرتد، ایرانِ مشرک و تمام جهان تطبیق نکردهاید، بر زمین نگذارید!»
زمان و مکان دقیق ضبط این ویدیو تاکنون بهصورت مستقل مشخص نشده و خبرگزاری جمهور نیز نمیتواند هویت فرد حاضر در آن را بهطور قطعی تأیید کند.
این ویدیو در میان شماری از کاربران نزدیک به طالبان در شبکههای اجتماعی، بازنشر شده و در برخی موارد با واکنشهای حمایتی و تمجید از سخنان فرد سخنران همراه بوده است.
آنچه نگرانیها را افزایش داده، صرفاً انتشار یک ویدیو نیست. طی سالهای گذشته نیز اظهاراتی از سوی برخی مقامها و چهرههای نزدیک به طالبان درباره شیعیان منتشر شده که با ادبیات تکفیری یا اتهام «شرک» همراه بوده است.
در یکی از موارد مستند، عبدالله منتقم، ولسوال طالبان در مالستان غزنی، در مراسمی در سال ۱۴۰۳ سخنانی درباره شیعیان مطرح کرد و برخی اعمال مذهبی آنان را «شرک» خواند. گزارشهای منتشرشده حاکی است که سخنان او با واکنش مردم و عالمان شیعه روبهرو شد.
همچنین عبدالحمید خراسانی، از چهرههای جنجالی نزدیک به طالبان، در سالهای گذشته اظهاراتی علیه ایران و در ارتباط با موضوع تشیع داشته است و ایران را کشور مشرک خوانده بود. اگرچه سخنگوی طالبان بعدا گفت بود خراسانی یک آدم خانه بدوش است و هیچ ارتباط با نظام طالبان ندارد.
بنابراین، نمیتوان اظهارات تمام چهرههای نزدیک یا سابقاً وابسته به طالبان را بدون تفکیک، موضع رسمی این گروه دانست؛ اما تکرار چنین ادبیاتی در فضای عمومی، بهویژه هنگامی که از سوی مقامها یا افراد دارای نفوذ اجتماعی مطرح شود، از منظر همزیستی مذهبی قابل توجه است.
پیش از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان نیز با مشکلات قومی و مذهبی و مواردی از تعصب دینی مواجه بود؛ اما در بخشهایی از جامعه، بهویژه در فضای سیاسی و اجتماعی شهرهای بزرگ، نوعی فرهنگ همزیستی میان پیروان مذاهب مختلف شکل گرفته بود.
در بسیاری از مراسمها و مجالس شیعیان، چهرههای سرشناس اهل سنت حضور پیدا میکردند. شخصیتهایی مانند عطا محمد نور، صلاحالدین ربانی و یونس قانونی و شماری دیگر از چهرههای سیاسی تاجیک، پشتون و ازبیک در برخی مراسم و مهمانیهای شیعیان شرکت میکردند و روابط اجتماعی میان رهبران و فعالان سیاسی متعلق به مذاهب مختلف وجود داشت.
مراسم محرم نیز در دوره جمهوری اسلامی افغانستان در بسیاری از موارد در فضای عمومی برگزار میشد و حضور چهرههای اهل سنت و سایر جریانهای سیاسی در برخی از این مراسمها، بهعنوان نمادی از همزیستی مذهبی مورد توجه قرار میگرفت.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، گزارشهای معتبر بینالمللی از تغییراتی در وضعیت مذهبی شیعیان خبر دادهاند.
کمیسیون ایالات متحده برای آزادی بینالمللی ادیان، در گزارش سال ۲۰۲۵ خود اعلام کرده است که وضعیت آزادی مذهبی در افغانستان در دوره طالبان بهطور قابل توجهی محدود شده و این محدودیتها، علاوه بر زنان و دختران، گروههای مذهبی از جمله شیعیان را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا نیز در گزارش خود درباره هزارهها و سایر گروههای شیعه، موارد مشخصی را ثبت کرده است؛ از جمله محدودیت بر برگزاری مراسم محرم و عاشورا، جلوگیری از برگزاری مراسم در فضای باز، حذف نمادهای مذهبی و نظارت بر مراسم شیعیان در شماری از ولایتها از جمله کابل، هرات، غزنی، پروان، نیمروز، غور و بامیان. این گزارش همچنین از بازداشت برخی روحانیون شیعه و اعمال محدودیتهایی بر فعالیتهای مذهبی آنان خبر داده است.
همین گزارش میگوید فقه جعفری از نظام قضایی و نصاب آموزشی تحت اداره طالبان کنار گذاشته شده و منابع و کتابهای مرتبط با تشیع نیز در برخی مراکز آموزشی و کتابخانهها با محدودیت مواجه شدهاند.
گزارش وزارت خارجه ایالات متحده درباره آزادی مذهبی در افغانستان نیز پیشتر ثبت کرده بود که طالبان آموزش فقه شیعه را در مکاتب ممنوع کرده و در تشکیل شوراهای علمای ولایتی، روحانیون شیعه را در مناطقی که جمعیت قابل توجه شیعه دارند، وارد نکرده است.
در کنار محدودیت بر مراسم مذهبی، در سالهای اخیر
در جریان سال جاری طالبان فشار بر شیعیان را تشدید کرد. این گروه علاوه بر حذف نصابهاب فقه شیعه از مکاتب و دانشگاه، وضع محدودیت شدید بر مراسمهای محرم، درب مراکز بزرگ علمی، دینی، فرهنگی و رسانهای شیعی را بستند و برخی از علما و بزرگان این قشر از جامعه کشور را بازداشت و با اهانت تمام موهای سر شانرا چهار تراش کردند.
با این حال، مجموع گزارشهای موجود درباره محدودیت بر آموزش فقه جعفری، مراسم محرم، روحانیون و برخی مراکز آموزشی و مذهبی، نشان میدهد که فعالیتهای مذهبی شیعیان نسبت به گذشته با محدودیتهای بیشتری روبهرو شده است.
در چنین شرایطی، نگرانی اصلی تنها بر سر یک عبارت یا یک سخنرانی نیست. مسئله مهمتر، احتمال عادیشدن ادبیاتی است که در آن پیروان یک مذهب اسلامی «مشرک»، «کافر» یا خارج از دایره اسلام معرفی میشوند.
در جامعهای مانند افغانستان که شیعیان بخش مهمی از جمعیت آن را تشکیل میدهند و در کنار اهل سنت، هزارهها، تاجیکها، ساداتها، پشتونها، ازبیکها و دیگر گروههای قومی و مذهبی زندگی میکنند، گسترش چنین ادبیاتی میتواند پیامدهای اجتماعی گسترده داشته باشد.
سازمان ملل متحد نیز افغانستان را کشوری چندقومیتی، چندزبانه و چندمذهبی توصیف کرده و در گزارشهای خود نسبت به وضعیت اقلیتهای مذهبی، از جمله شیعیان هزاره، ابراز نگرانی کرده است. گزارشهای سازمان ملل همچنین حملات داعش خراسان علیه شیعیان و هزارهها و نگرانی درباره کافی نبودن اقدامات حفاظتی در برابر این حملات را ثبت کردهاند.
افغانستان تجربه تلخ چند دهه جنگ، در برخی موارد درگیریهای قومی و خشونتهای فرقهای را پشت سر گذاشته است؛ اما این تاریخ را نباید بهصورت کلی تاریخ جنگهای مذهبی میان شیعه و سنی دانست. بخش عمده جنگهای داخلی افغانستان ریشههای سیاسی، قومی، قدرتمحور و منطقهای داشتهاند، هرچند در برخی دورهها و مناطق با تبعیض مذهبی و خشونت علیه شیعیان همراه شدهاند. در این میان، دوره عبدالرحمن خان از نمونههای برجسته سرکوب سازمانیافته شیعیان به شمار میرود؛ دورهای که در آن ظلم و خشونت گسترده علیه هزارههای شیعه اعمال شد.
یکی از دستاوردهای مهم جامعه افغانستان در سالهای گذشته، هرچند ناقص و شکننده، ایجاد روابط اجتماعی میان پیروان مذاهب مختلف بود؛ روابطی که در بسیاری از موارد در مراسم مذهبی، مناسبات سیاسی، مهمانیها و زندگی روزمره خود را نشان میداد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این سرمایه اجتماعی حفظ خواهد شد یا ادبیات حذف و تکفیر جای آن را خواهد گرفت.
اگر یک شهروند شیعه به دلیل مذهبش از آموزش مذهبی، حضور در ساختارهای رسمی، برگزاری آزادانه مراسم یا فعالیتهای فرهنگی محروم شود و همزمان در فضای عمومی نیز با ادبیات «شرک» و «کفر» مواجه باشد، خطر آن وجود دارد که اختلاف مذهبی از سطح تفاوت اعتقادی به شکاف اجتماعی تبدیل شود.
مسئولیت در برابر آینده افغانستان
تجربه افغانستان نشان داده است که نفرت مذهبی، اگر از سوی افراد بانفوذ و صاحبان قدرت عادیسازی شود، میتواند بهسرعت از منبر و شبکههای اجتماعی به روابط روزمره مردم منتقل شود.
ویدیوی اخیر، چه انتساب آن به یک مقام مشخص طالبان تأیید شود و چه نشود، از این جهت اهمیت دارد که بار دیگر موضوعی را به سطح بحث عمومی آورده است که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت: مرز میان اختلاف مذهبی و تکفیر در افغانستان کجاست و چه نهادی مسئول جلوگیری از عبور از این مرز است؟