اسلام از آغازین روزهای تولدش با دشمنی دشمنان کینهتوز روبرو شد؛ مشرکان قریش و یهودیانی که ظهور پیامبر عدالتخواه از غیر بنی اسرائیل را خطر جدی و بیمانند برای خود میدیدند.
مشرکان، دشمن عدالت بودند و یهودیان مدعیان خداباوری که جز به سلطۀ قوم یهود و بردهسازی سایر انسانها به هیچ امر دیگری باور نداشتند.
قوتمندی اسلام که بعد از مدیریت اخلاقمدار پیامبر، بیش از هر امر دیگری بر شمشیر عدالتگستر علی استوار بود، دشمنی این دو دشمن را با این دین رهاییبخش تشدید کرد. آنان که خیبر باخته و مکه را فتح شده یافته بودند، شکل دشمنی تغییر داده و از کفر به نفاق گرویدند. با این صورتآرایی و تغییر چهره به جمع مسلمانان نفوذ کرده و در سدۀ نخست و بهخصوص بعد از رحلت پیامبر اسلام و در دورۀ منع روایت حدیث، افزون به دهها تخریبگری، هزارها حدیث جعل کردند و خواستند پوستین وارونه بر تن این دین بپوشانند و به این صورت، آن را از میان ببرند.
اما اسلام اصیل و عزیز که خداوند حافظ و نگهبانش بود و آن را به وسیلة قرآن و اهلبیت پاسداری میکرد، با اصالتش و با عزتش ماندگار شد و همچنان برای گسترش عدالت و انسانیت میکوشید و گام برمیداشت.
ناتوانی دشمنان در نفوذ نرم، آنان را مجبور کرد به هویت واقعی برگشته و آرایش چهره را پاک کنند. این بار صلیب بر دوش گرفته و از اندلس تا بیت المقدس و قسطنطنیه و حتی سرزمینهای شرقی مسلمانان هجوم آوردند. مقاومت مردانی چون صلاحالدین ایوبی، سلطان سلیم عثمانی، شاه عباس صفوی و ... صلیب دشمنان را شکست و جغرافیای اسلامی را از چنگ آنان بیرون کشیده و ایمن نگه داشت.
دشمنان اسلام اما همچنان دشمن ماندند و فرزندان صلیب شکسته، این بار مدعیان مفهوم جعلی «صهیون» شدند. میدان را از مردان و سرداران خالی دیده و چون گرگ، جغرافیای اسلام را تکه و پاره کردند و بر قلب مسلمانان «بیت المقدس» چنگ انداختند و آن را تا توانستند گزیدند و خونین کردند و خوردند.
جهان اسلام اکنون زخم عمیقی در سینه دارد و پیکرش هزارپاره شده و دشمنانش وحشیتر از همیشه؛ اما راه درمان همچنان باز است؛ چون قرآن همچنان باقی است و خداوند نیز یاریگر آنانی که به انسانیت میاندیشند و برای تحقق عدالت و نابودی استکبار و استبداد میکوشند. بر مبنای وعدۀ صادقه قرآن کریم که آینده از آن مستضعفان و در اختیار عدالت است، صهیون و صهیونیزم مانند صلیب و صلیبی خواهد شکست و دیوارهای قلعههای آنان مثل دیوار قلعۀ خیبر فرو خواهد ریخت؛ اما بایسته و لازم است که برای تسریع در این امر و نجات اکنون جهان اسلام و مسلمانان، این ملت زخم خورده همدل شوند و در کنار هم و برای هم و فارغ از مرزهای صلیبی و صهیونی ساخته، یاریگر هم و مدافع عدالت و انسانیت باشند.
مسلمانان باید این واقعیت را درک کنند که برجستهکردن مرزهایی غیر از مرز انسانیت و اسلامیت، مهمترین رکن جنگ ترکیبی صهیونیستهای صلیبشکسته است. هر انسان و مسلمانی که خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نادانسته این مرزها را ببیند و برجسته کند، پیادهنظام لشکر صهیونی-صلیبی است و علیه جبهۀ مقدس اسلام است.
مرگ بر دشمنان انسانیت و عدالت و زنده و پایدار باد جبهه حق و عدل!
علی راستین