مهاجرت پدیده نوظهور نیست بلکه ردپای مهاجران درازنای تاریخ حیات بشر پیداست، هجرت گاها به منظور رسیدن به یک چشم انداز بهتر زندگی مانند امکانات بهتر آموزشی و تحصیلی، درآمد بالاتر و دسترسی به امکانات رفاهی بیشتر نسبت به شرایط حاکم در کشور مبدا صورت میگیرد. اما بعضی اوقات از سر ناچاری و فرار از مرگ، فقر و گرسنگی، جنگ و نا امنی و مشکلاتی شکل میگیرد که هدف مهاجر یافتن پناهگاهی برای ادامه حیات و نجات از تهدیدات بالفعل موجود در کشور مبدا بوده که حیاتش را نشانه رفته اند. در چنین حالتی، هدف رسیدن به یک وضعیت ایده آل نیست و حتی ممکن است چشم انداز مشخصی از کشور مقصد برای مهاجرت کننده نیز وجود نداشته باشد.
مهاجرین افغانستانی که بعد از سقوط نظام جمهوریت به کشورهای همسایه سرازیر شده اند معمولا از گروه دوم اند. بعد از سقوط کشور به دست طالبان، پرسونل نظامی، کارمندان سابق دولت، اعضای جامعه مدنی، هنرمندان، خبرنگاران و فعالان رسانه، افراد با نفوذ اجتماعی و.. از ترس انتقامجویی طالبان، دست از همهی امکانات زندگی شان کشیده راه پناهندگی در پیش گرفتند. طبیعیست که در چنین حالتی امکان ورود قانونی به کشورهای همسایه وجود نداشت و اکثرا بصورت غیر قانونی، از مسیرهای پر خوف و مهلک قاچاقی با قبول رنجهای بیشمار و هزینههای سروسامآور اقتصادی و حیثیتی از مرزها عبور نمودند.
اما متاسفانه بعد از مدتی کوتاهی در حالیکه تهدیدات، مشکلات و خطرات همچنان با قوت خود باقیست، اقشار بیپناه و مظلوم این مرز و بوم مجبور به برگشت در زیر تیغ انتقامهای خاموش و مرموزانه و گرسنگی فاحش و مهلک ناشی از فقر و بیکاری تحمیل شده از جانب گروه حاکم میگردد. در بحبوحه بازگشت دردناک و فاجعه بار مهاجرین از کشورهای همسایه نکات ذیل را قابل یاد آوری میدانم:
اول: تحمل و بردباری، همکاری و هم نوایی دهها ساله کشورهای همسایه از جمله جمهوری اسلامی ایران در زمینه پذیرش مهاجران افغان قابل قدر و درخور سپاسگزاری و مشکلات عدیده کنونی در آن کشور نیز قابل درک و قابل احساس است. در کنار آن از مسئولین اجرایی و نهادهای ذیدخل توقع میرود که با در نظر داشت روحیه برادری اسلامی و حسن همجواری، تمام تلاش شان را به خرج دهند تا از ضیاع حقوق مهاجرین جلوگیری شده و مانع شکلگیری یک فاجعه انسانی گردد. با برنامه ریزی دقیقتر و در نظر گرفتن ظرفیتها و امکانات اندک ساماندهی مهاجرین در مرز و در داخل افغانستان، همچنین گرمی بیسابقه هوا از شدت اخراج مهاجران کاسته با اندک حوصلهمندی و تامل در زمینه عمل نمایند.
دوم: درد و رنج و مشکلات مهاجرین با پناهندگی نه تنها حل نشد بلکه چند برابر گردید، چون در صورت عدم جابجا شدن، خطرات امنیتی متوجه آنان بود اما اندک دارایی و امکانات برای زندگی داشتند، که میتوانستند تا مدتی با آن روزگار بگزرانند، اما با هجرت و برگشت از آن در کنار پا برجا بودن خطرات و تهدیدات امنیتی و جانی، بلای خانمانسوز فقر مطلق و عدم برخورداری از امکانات اولیه نیز بر آن اضافه گردید.
لذا در قدم نخست از نهادهای بین المللی و فرامرزی ذیدخل در مسائل افغانستان انتظار میرود که این مشکلات بازگشت کنندگان را مد نظر داشته در رستای خنثی سازی فجایج مورد انتظار بعدی اهتمام ورزد. یعنی، میکانیزمهای برای حفظ افراد در معرض خطر از انتقامجوییهای پنهان و قتل و کشتار آنان در خلا پوشش رسانهای توسط افراد طالبان جلوگیری به عمل آید. در قدم دوم امکانات اولیه زندگی برای عودت کنندگان فراهم گردیده و برای ایجاد یک وضعیت پایدار در زندگی آنان تلاش شود.
سوم: با توجه به افزایش مهاجرتها از کشورهای درحال توسعه در نتیجه مشکلات عدیده اقتصادی، سیاسی و امنیتی و اجتماعی و فرهنگی، در سطح بین المللی بحث مدیریت مهاجرت با رویکرد نو نهادگرایی مطرح است، که یک سلسله مسئولیتها را برای نظامهای حاکم در کشور مبدا خلق مینماید. اما با توجه به نامشروع بودن، عدم وجود روحیه پاسخگویی و احساس مسئولیت نزد مسئولین نظام حاکم در افغانستان و حتی عدم وجود ظرفیتهای مدیریتی و زیرساختهای لازم نهادی و اداری در کشور، چشم انداز روشنی برای بازگشت کنندگان در داخل وجود ندارد. اختصاص چند شهرک برای مهاجرین با حاکم بودن فساد گسترده و تعصبات و رابطه سالاری در نظام نمیتواند مشکلات چند لایهای و عمیق مهاجران را حل نموده و از هجرت گسترده و مجدد آنها جلوگیری نماید. لذا نهادهای بینالمللی تاثیرگزار باید در زمینه حل مشکلات مهاجران در بلند مدت فراتر از اعلامیهها و بیانیهها، اقدامات موثر و عملی روی دست گیرند، تا در آینده امنیت جانی، مالی و شغلی و حتی روحی و روانی آنان تامین گردیده و از عمیقتر شدن بحران در افغانستان جلوگیری شود.
در نهایت، از مردم مؤمین و فداکار افغانستان توقع انتظار میرود که در راستای همکاری با بازگشت کنندگان از هیچ تلاشی دریغ نورزیده در شرایط دشوار کنونی با اخلاص مندی و ایثار عمل نموده مسئولیت ایمانی و هممیهنی شان را ادا نمایند.
در نتیجه قابل یاد آوری است که؛ گرچه مهاجرت در دنیای کنونی به یک موضوع انکار ناپذیر تبدیل شده و در تمام کشورها وجود دارد، اما داستان مهاجرین افغان متفاوتتر از یک مهاجرت معمولی و بازگشت شان نیز فاجعه بارتر و نگران کننده تر است. لذا در شرایط دشوار و حساس کنونی از همه جوانب دخیل در قضیه، انتظار رافت و مهربانی، ایثار و از خودگذری و عملگرایی و مسئولیت پذیری میرود.
استاد مدنی