فارسی
|
English
|
لوگوی همدلی مردم افغانستان

حزب همدلی مردم افغانستان

The People Of Afghanistan's Empathy Party

مقاله: چهرۀ استاد زاهدی در آیینۀ بازمانده‌های قلمی‌اش!

چهرۀ استاد زاهدی در آیینۀ بازمانده‌های قلمی‌اش!

1404/02/03
چهرۀ استاد زاهدی در آیینۀ بازمانده‌های قلمی‌اش!

۱.استاد زاهدی مسلمان به‌شدت معتقد بود و باور داشت که: اسلام با قرائت تشیع یک برنامۀ جامع و کامل و نجات‌بخش برای بشریت است. ایشان در عین داشتن اعتقاد محکم به اسلام و قرآن، به زندگی مسالمت‌آمیز در افغانستان باورمند بود و به تفاهم و مدارا با وطن‌داران غیرمسلمان و وطن‌دوست می‌اندیشید و به کرامت ذاتی آنان عمیقا احترام می‌گذاشت.

وی برای حاکمیت فضای تفاهم، رعایت مقوله‌های زیر را لازم می‌شمردند:

الف: پذیرفتن تساوی نژادها؛

ب: پذیرفتن تساوی زبان‌هاو ابزار بودن آن؛

ج: پذیرفتن تساوی مذاهب و ادیان در عالم واقعیت در عین تفاوت آنها در عالم حقیقت؛

2. به باور استاد زاهدی، تحولات اجتماعی بر سه پایه استوار است: 1. رهبری؛ 2. ایدئولوژی؛ 3. مردم.

از نظر او، رهبر، معمار تاریخ است؛ ایدئولوژی، نقشه و طرح این معماری، و اراده و عمل مردم مصالح بنای تاریخ و جامعه‌اند.

3. از نطر استاد زاهدی، نزول فیض الهی بر یک جامعه یک امر حتمی و جبری نیست؛ بلکه در گرو فراهم‌آوری اسباب و شرایط به دست مردم همان جامعه است. اسباب و شرایطی از قبیل: تحصیل علم و دانش، تلاش سیستماتیک و پیگیر، جلوگیری از یک‌قطبی شدن جامعه، ایجاد تشکیلات اداری و اطاعت از رهبری.

4. انسان و گونه‌های زیادی از حیوانات، به‌شکل جمعی زندگی می‌کنند و زندگی جمعی بدون تبعیت از نوعی از قانون، سامان نمی‌پذیرد.

استاد زاهدی با درنظرگرفتن این پیش‌فرض، معتقد بود که حیوانات در زندگی جمعی خویش از قانونی تبعیت می‌کنندکه محور آن قانون را «قدرت» می‌سازد؛ اما زندگی انسانی در تبعیت از قانونی شکل می‌گیرد که در محور آن قانون، «حق» قرار دارد. بنابراین زندگی جمعی حیوانی، «قدرت‌محور» است و اما زندگی جمعی انسانی«حق‌محور» است.

5. از نظر استاد زاهدی، آن شاعری که می‌گوید: «بیا قوی شو اگر راحت جهان طلبی.......که در نظام طبیعت، ضعیف پامال است» از نظام حیوانی، سخن می‌گوید؛ زیرا در نظام حیوانی است که «ضعیف» پامال می‌شود، نه در نظام انسانی. در این مورد، استاد زاهدی به سخنی از امام علی علیه السلام استناد می‌کند که به‌حیث یک حاکم اسلامی اعلام کرد: «انسان ضعیف، تا زمانی که حقش گرفته نشده و برایش تسلیم نگردد، در حکومت من، از کمال قوت برخوردار است و انسان قدرتمند، ضعیف و ناتوان است تا زمانی که حق، از وی گرفته شده، به صاحب حق داده شود». به این ترتیب، تبعیت از قانون «حق‌محور» بزرگ‌ترین خصیصه و مشخصۀ حیات جمعی انسانی می‌باشد، همان‌طوری که تبعیت از قانون «قدرت‌محور» مهم‌ترین شاخصۀ حیات حیوانی به حساب می‌آید؛ از این‌رو، حاکمی که از قانون «حق محور» تبعیت نه‌می‌کند، سرداریست در جنگل و جامعه‌ای که قانون آن «قدرت‌محور» است، جنگل انسان‌نماهاست.

علی شاه فایق

برچسب ها