تغییر ادبیات سیاسی پاکستان در قبال طالبان چه معنایی دارد؟ کشوری که از نخستین روزهای بازگشت طالبان به قدرت تاکنون همواره از تعابیر سازشکارانهای مانند «دولت موقت» یا «حکومت افغانستان» استفاده میکرد، چگونه امروز از عبارت «رژیم طالبان» بهره میگیرد و حتی فراتر از آن، آرزوی رهایی مردم افغانستان از سلطه این رژیم را مطرح میسازد؟
وزارت امور خارجه پاکستان در بیانیهای رسمی اعلام کرد که آرزو دارد مردم افغانستان «آزاد شوند و یک حکومت مردمسالار واقعی داشته باشند». در این بیانیه، برای نخستینبار از اصطلاح «رژیم طالبان» استفاده شده و همچنین به اظهارات امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در نشست خبریاش در هند واکنش نشان داده شده است. وزارت خارجه پاکستان نوشت که هدف متقی، منحرفکردن توجهها از حضور «گروههای تروریستی» در افغانستان بوده است.
امیرخان متقی در دهلی گفته بود: «یک حلقه خاص روابط دو کشور را خراب میکند.» او افزوده بود که روابط افغانستان و پاکستان نباید قربانی سیاستهای این حلقه در ارتش شود.
ارتش پاکستان، قدرتمندترین نهاد نظامی این کشور است که همزمان سازوکارهای سیاسی را نیز کنترل میکند. در صورتی که نهادهای غیرنظامی نتوانند مطالبات و انتظارات جنرالهای ارتش را برآورده کنند یا در تقابل با این نهاد نیرومند قرار بگیرند، از طریق کودتا یا فشارهای پنهانی حذف میشوند و جای خود را به ساختارهای مورد تأیید نظامیان میدهند.
با این حال، وزیر خارجه طالبان با نشانهرفتن انگشت اتهام به سمت حلقههای قدرتمند ارتش و تلاش برای تفکیک نقش آن از دولت غیرنظامی اسلامآباد، نهتنها به آتش تنش در روابط دوطرف دامن زد، بلکه این واقعیت را نادیده گرفت که ارتش پاکستان در حال حاضر هم دولت غیرنظامی را کنترل میکند و هم توان تحمیل سیاستها و راهبردهای خود بر سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی این کشور را دارد. بنابراین، هرگونه تلاش برای تقابل با ارتش و تضعیف نقش آن در سیاست پاکستان، به همان اندازه بیهوده است که کارزارهای ناکام عمران خان و حزب تحریک انصاف برای حذف ارتش از ساختارهای سیاسی این کشور.
بیانیه شدیداللحن وزارت خارجه پاکستان و استفاده از تعبیراتی چون «رژیم طالبان» و تأکید بر موضوع بحثبرانگیز و بیسابقهای مانند «آزادی مردم افغانستان» و «تشکیل حکومت مردمسالار واقعی»، بهوضوح نشان میدهد که این بیانیه در راستای رویکرد نظامیان صادر شده و پاسخی محکم به تلاشهای امیرخان متقی برای جداکردن حساب ارتش از دولت غیرنظامی اسلامآباد است.
اما تغییر ادبیات سیاسی پاکستان در قبال طالبان چه معنایی دارد؟ کشوری که از نخستین روزهای بازگشت طالبان به قدرت تاکنون همواره از تعابیر سازشکارانهای مانند «دولت موقت» یا «حکومت افغانستان» استفاده میکرد، چگونه امروز از عبارت «رژیم طالبان» بهره میگیرد و حتی فراتر از آن، آرزوی رهایی مردم افغانستان از سلطه این رژیم را مطرح میسازد؟
آیا این نشانهای از یک تغییر بزرگ در سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان است؟ آیا دولتمردان پاکستانی به این نتیجه رسیدهاند که بقای رژیم طالبان تهدیدی علیه امنیت ملی پاکستان است و باید سرنگون شود؟
هنوز هیچ پاسخ قطعی برای این پرسشها وجود ندارد؛ زیرا مشخص نیست که سرانجام جنگ جاری به کجا خواهد رسید و دولتمردان طالبان و پاکستان تا چه اندازه مصمم به دمیدن بر آتش تنش و استفاده حداکثری از نیروی نظامی برای تحقق اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود هستند.
از سوی دیگر، تصمیمگیری درباره تغییر راهبرد سیاسی و نظامی پاکستان در قبال افغانستان تحت رهبری طالبان، بهسادگی امکانپذیر نیست. پاکستان هزینههای زیادی برای به قدرت رساندن طالبان پرداخت کرده و هرگونه خصومت بنیادین با رژیم حاکم بر افغانستان، نهتنها نادیدهگرفتن سرمایهگذاریهای طولانیمدت اسلامآباد بر طالبان خواهد بود، بلکه دولت و ارتش پاکستان را ناگزیر خواهد کرد تا برای مقابله با طالبان، اینبار روی گروههای مخالف سرمایهگذاری کنند؛ بدون آنکه از نتیجه مورد انتظار مطمئن باشند.
با اینهمه شماری از تحلیلگران معتقد اند که حتی اگر کارگزاران دستگاه دیپلماسی پاکستان و طالبان برای کاهش تنشها تلاش کنند، با توجه به اتفاقات اخیر و جنگ بیسابقه و خونبار میان دوطرف، بعید به نظر میرسد که شرایط به حالت قبل بازگردد. طالبان و پاکستان دیگر نمیتوانند بهعنوان شرکای استراتژیک و قابل اعتماد در کنار یکدیگر قرار بگیرند و طالبان نقش نیروی نیابتی پاکستان را در معادلات منطقهای و تحولات داخلی افغانستان ایفا کند.
https://www.jomhornews.com/