🔵آیا سربازی که پس از سقوط نظام در افغانستان ماند و برای ادامه زندگی یا خدمت نظامی وارد ساختار جدید شد، خائن است؟ یا ابتدا باید از کسانی پرسید که فرماندهی همین سربازان را برعهده داشتند، امکانات نظامی کشور در اختیارشان بود، درباره جنگ تصمیم میگرفتند و در نهایت نتوانستند از نظام و نیروهای زیر فرمان خود دفاع کنند؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که گوینده آن یکی از فرماندهان روزهای پایانی جمهوریت باشد.
🔹سمیع سادات اخیرا به نظامیان سابق افغانستان که با حکومت طالبان همکاری میکنند، ۱۵ روز مهلت داده تا همکاری خود را قطع کنند و هشدار داده است که در غیر آن، ممکن است در اولویت اهداف نظامی «جبهه متحد افغانستان» قرار گیرند. اما پیش از تعیین فهرست خائنان، شاید لازم باشد پرونده دیگری باز شود: پرونده فرماندهانی که سربازان افغانستان را در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر کشور تنها گذاشتند.
🔹یکی از مشکلات بنیادی افغانستان در چند دهه گذشته این بوده که مرز میان «کشور»، «دولت» و «حکومت» بارها از میان رفته است. هر حکومت تلاش کرده نیروهای مسلح را نیروی وفادار به خود تعریف کند و هر حکومتی که سقوط کرده، بخشی از نیروهای نظامی آن نیز با برچسب دشمن، خائن یا وابسته روبهرو شدهاند. اما اگر این منطق پذیرفته شود، تاریخ افغانستان به دور باطلی تبدیل میشود که در آن با هر تغییر سیاسی، باید هزاران سرباز و افسر نیز هویت خود را کنار بگذارند. در حالی که وظیفه بنیادی یک نیروی نظامی حرفهای چیز دیگری است.
🔹سرباز پیش از آنکه سرباز یک رئیسجمهور، امیر، حزب یا جریان سیاسی باشد، مسئول دفاع از خاک و مردم کشور است. حکومتها تغییر میکنند، اما افغانستان باقی میماند. رئیسجمهورها میآیند و میروند، اما سرحد کشور همچنان نیازمند حفاظت است. ساختار سیاسی عوض میشود، اما مردم همچنان به امنیت نیاز دارند. افغانستان در کمتر از نیم قرن چندین نظام سیاسی کاملا متفاوت را تجربه کرده است. اگر قرار باشد تغییر حکومت به معنای پایان مسئولیت هر نظامی باشد، اساسا چیزی به نام نیروی مسلح ملی نمیتواند در این کشور شکل بگیرد.
🔹اظهارات اخیر سمیع سادات از زاویه دیگری نیز قابل تامل است. این افراد سالها تجربه نظامی دارند، ساختار امنیتی افغانستان را میشناسند و بسیاری از آنان هزینه سنگینی در جنگ پرداختهاند. تهدید همین جامعه و تقسیم آن به «وفادار» و «خائن» میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. مخالفان طالبان باید توضیح دهند برنامهشان برای آینده نیروهای مسلح افغانستان چیست، نه اینکه هر نظامی را که تصمیم متفاوتی گرفته در فهرست دشمن قرار دهند.
🔹افغانستان بیش از هر چیز به پایان فرهنگ ارتشهای شخصی نیاز دارد. ارتش نباید ارتش اشرف غنی باشد. نباید ارتش طالبان باشد. نباید ارتش سمیع سادات، احمد مسعود یا هیچ شخصیت دیگری باشد. اگر افغانستان روزی دوباره صاحب یک ساختار سیاسی مورد توافق گسترده شود، یکی از مهمترین آزمونهای آن ایجاد نیروی مسلحی خواهد بود که ...
👈ادامه مطلب در سایت
https://tahlilroz.com/?p=12905
🆔@Tahlilroz_af