🔸حمایت از طالبان به عنوان یک بازیگر مهم در مبارزه با تروریسم بین المللی، که در بیانیه ی مشترک ۵ دسامبر ۲۰۲۵ پس از سفر ولادیمیر پوتین به دهلی تأکید شد، در عمل تلاش های اسلام آباد برای بدنام ساختن طالبان و کشاندن دوباره ی این گروه به انزوای بین المللی را بیاثر می کند. در این چارچوب، «طالبان» عملاً مترادف «افغانستان» است و روشن است که انزوای افغانستان برخلاف منافع همه کشورهایی است که امروز سیاستی واقع بینانه و منطقی در قبال این کشور دارند. تلاش برای چنین انزوایی یادآور تجربهای منفی از دهه ی ۱۹۹۰ خواهد بود.
🔸با این حال، شرایط جدید پرسش ها و چالش هایی از نوع دیگر را مطرح میکند. موضعی که پاکستان در پیش گرفته، بعید است از سوی چین بدون قید و شرط حمایت شود؛ زیرا چین علاوه بر شراکت استراتژیک با پاکستان، منافع مهم و مستقیمی در افغانستان دارد که به حکومت فعلی این کشور گره خورده است.
🔸واقعیت این است که اسلام آباد گزینه ی دیگری برای حکومت افغانستان ندارد و احتمال ایجاد گزینه ای دیگر نیز در آینده ی نزدیک بسیار کم است.
🔸سیاست کنونی پاکستان تردیدهایی را درباره ی آینده ی پروژه های ترانزیتی افغانستان ایجاد کرده است: از راه آهن ترانس افغان گرفته تا پروژه ی تاپی و طرح های مشابه. این ابهام ها با منافع کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه ازبکستان و ترکمنستان، در تضاد است.
🔸 همچنین با منافع روسیه نیز سازگار نیست؛ زیرا تمرکز همه ب مسیرهای ارتباطی جنوبیِ روسیه تنها از طریق ایران - به ویژه با یادآوری «جنگ ۱۲ روزه» در ماه جون - مطلوب نخواهد بود. این موضوع حتی بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای منطقه ی خزر و رفتار غیرقابل پیش بینی جمهوری آذربایجان نیز قابل توجه است.
🔸در مجموع، افزایش تنش با همسایگان - که حالا علاوه بر هند، شامل افغانستان هم شده - به سود پاکستان نخواهد بود. افزون بر این، باید مشکلات داخلی مناطق مرزی پاکستان مانند خیبرپختونخوا و بلوچستان را نیز در نظر گرفت، همان طور که وضعیت عمران خان، نخستوزیر پیشین که دوران محکومیت خود را می گذراند، بر پیچیدگی شرایط افزوده است.
@tarjomanaf