فارسی
|
English
|
لوگوی همدلی مردم افغانستان

حزب همدلی مردم افغانستان

The People Of Afghanistan's Empathy Party

رخداد: نقض داخلی: تلاش برای ترور هبت‌الله آخندزاده

نقض داخلی: تلاش برای ترور هبت‌الله آخندزاده

1404/08/29
نقض داخلی: تلاش برای ترور هبت‌الله آخندزاده

در تاریخ ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۱۳ به وقت محل، یک تلاش برای ترور هبت‌الله آخندزاده، رهبر امارت اسلامی افغانستان، در مدرسه مرکزی جهادی قندهار ـ که مرکز اداری ناظر بر شبکه‌ مدرسه‌های ۳۴ ولایت است ـ صورت گرفت.

حمله‌کننده «لیفټیننت حافظ صدیق‌الله»، پسر مولوی عبدال‌نبی، باشندۀ ولسوالی موسی‌قلعه ولایت هلمند شناسایی شد. صدیق‌الله به‌عنوان عضو قول‌اردوی ۲۱۵ عزم، مربوط به ریاست ضد‌استخبارات وزارت دفاع طالبان، به این مدرسه گماشته شده بود (کارت هویت نظامی‌‌اش پیوست شده است). او در سال ۲۰۲۴ از کمپ شورابک (کمپ باستین سابق) در هلمند به مدرسه مرکزی جهادی قندهار برای آموزش‌های جهادی منتقل شده بود. این گماشتنش دسترسی منظم به هبت‌الله را برایش فراهم کرد و به او امکان داد حمله را از درون ساختار انجام دهد، نه به‌عنوان نفوذی بیرونی.

در جریان حادثه، صدیق‌الله با کارد بر دست راست هبت‌الله ضربه وارد کرد و جراحت سطحی ایجاد نمود. او فوراً توسط واحد محافظتی هبت‌الله، لشکر عمری، هدف قرار گرفت و زخمی شد؛ اما زنده است و اکنون در بازداشت طالبان در اطراف قندهار تحت بازجویی قرار دارد.

لشکر عمری، نیروی محافظ شخصی و نهادی هبت‌الله، حدود ۶۰ هزار جنگجو دارد و ساختار اصلی تأمین امنیت امیر را تشکیل می‌دهد؛ از خانواده او حفاظت می‌کند، فرماندهان و علمای کلیدی را زیر پوشش دارد و بر مناطق استراتیژیک زیر صلاحیت مستقیم او کنترل اعمال می‌کند.

امنیت هبت‌الله در سه رکن اصلی تنظیم شده است:

۱. واحد محافظت فوری:

حدود ۱۰۰۰ جنگجو حلقۀ نزدیک محافظتی را تشکیل می‌دهند. این واحد به رهبری ملا عبدالله جان آخندزاده معروف به «حافظ نظر» و معاونیت ملا محمد ظریف ضرار اداره می‌شود. مسئولیت‌ها شامل محافظت شخصی مستقیم، حفاظت از خانواده هبت‌الله، و نگهبانی از مشاوران دینی و نظامی کلیدی است.

۲. واحد امنیت منطقه‌ای:

با فرماندهی ملا محمد ولی شاه آغا و معاونیت حاجی ملا آغا مبارک، این بخش مناطق نفوذ هبت‌الله در ولایت‌های جنوبی، شامل قندهار، هلمند، ارزگان، فراه و زابل را تأمین می‌کند. همچنان بر فرماندهان محلی، علما و خانواده‌های همسو نظارت دارد و وظایف استخباراتی پنهانی و هشدار‌دهنده را پیش می‌برد.

۳. واحد امنیت عملیاتی و استخبارات:

به رهبری ملا عبدالسلام ایوب آغا، این بخش مسئول امنیت مرزی، کنترل میدان‌های هوایی و مسیرهای قاچاق، و اعمال صلاحیت در نهادهای نظامی و استخباراتی طالبان است. هدف آن خنثی‌سازی تهدیدها پیش از رسیدن به امیر و تأمین هماهنگی امنیتی سطح‌بالا در سراسر گروه می‌باشد.

هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد حمله‌کننده محافظ شخصی بوده، یا با تحریک طالبان پاکستان (TTP) ارتباط داشته، و یا به استخبارات خارجی وصل بوده باشد. ادعاهایی که سعی داشتند این حادثه را به TTP پیوند دهند به‌ویژه گمراه‌کننده بودند، زیرا هبت‌الله در حمله ۹ اکتوبر علیه مفتی نور ولی محسود، رهبر TTP، در کابل هیچ نقشی نداشت—حمله‌ای که در آن محسود هنگام حرکت به سوی دیدار با معاون ریاست عمومی استخبارات طالبان (GDI)، ملا تاجمیر جواد، در داخل واسطۀ زرهی‌اش زخمی شد. TTP همچنان به هبت‌الله بیعت دارد.

با وجود این، رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی ادعاهای تأیید‌نشده منتشر کردند، از جمله گزارش‌های نادرست مبنی بر اینکه مهاجم یک محافظ بوده یا TTP مسئول حمله است. این گزارش‌ها نادرست بودند و به نظر می‌رسد بخشی از تلاش وسیع‌تر برای سوءاستفاده از تنش‌های داخلی طالبان برای اهداف تبلیغاتی بوده‌اند.

گماشتن صدیق‌الله زیر چتر قول‌اردوی ۲۱۵ عزم و وزارت دفاع تحت رهبری کابل‌محور، او را در جناح همسو با کابل قرار می‌دهد و این احتمال را مطرح می‌کند که حمله شاید توسط شبکۀ حقانی و وزیران نزدیک به آنان در کابل طراحی یا تشویق شده باشد تا اقتدار هبت‌الله از درون تضعیف شود. این حمله با تنش‌های داخلی طالبان سازگار است، نه با مداخلۀ بیرونی.

هدف‌گرفتن هبت‌الله در امن‌ترین محیطش—مدرسه مرکزی جهادی قندهار—جایی که جزئیات امنیتی معمولاً سهل گرفته می‌شد، نشان می‌دهد که مهاجم از آسیب‌پذیری‌های لایه‌های مختلف حفاظت امیر آگاهی داشته است. این رخداد جدی بودن کشمکش قدرت میان قندهار و کابل را برجسته می‌سازد. اختلافات مشاهده‌شده بر سر تعیینات، توزیع عواید، و صلاحیت‌های ارضی حاکی از آن است که اقتدار امیر از درون به چالش کشیده شده و این حادثه ممکن است یک کودتای ناکام یا تلاشی برای بی‌ثبات‌سازی رهبری از داخل ساختار طالبان تلقی شود.

با آنکه برای حفظ تصویر وحدت، موضوع در ظاهر کم‌اهمیت جلوه داده شد، این حمله جدی‌ترین تهدید داخلی علیه رهبری هبت‌الله از زمان تصاحب قدرت پس از سقوط کابل در سال ۲۰۲۱ به شمار می‌رود. این واقعه نشان می‌دهد که حتی امن‌ترین لایه‌های شبکه‌های حفاظتی و عملیاتی طالبان می‌توانند توسط عناصر داخلی، به‌خصوص کسانی که از طریق ساختارهای رسمی دسترسی دارند، مورد سوءاستفاده قرار گیرند. این حادثه ثابت می‌کند که اقتدار امیر تنها بر قدرت نظامی استوار نیست، بلکه وابستگی عمیقی به وفاداری و هوشیاری لایه‌های درونی قدرت دارد.

برچسب ها