برگزاری مراسم رونمایی از کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، در مقر وزارت امور خارجه این گروه، بار دیگر ابعاد ایدئولوژیک و تناقضهای عمیق میان آموزههای ادعایی و رفتارهای عملی این حکومت را به محور بحثهای کارشناسی و تاریخی بدل کرده است. در صفحه ۱۳۱ این اثر مکتوب، بر اصل اطاعت مطلق از امیران و حرمت بغاوت، حتی در صورت بروز ظلم و گناه از سوی حاکم تأکید شده است؛ ادعایی که به عقیده آگاهان امور، بسترسازی و سرپوشی شرعی برای توجیه استبداد، فساد ساختاری و تکرویهای سیاسی و اجتماعی این گروه به شمار میرود. امیر طالبان آیه از قرآن مبنی بر اطاعت از اولیالامر را برای خودش نسبت داده است.
تأکید طالبان بر اطاعت بیقیدوشرط از رهبر خود در حالی صورت میگیرد که کارنامه چندساله آنان مملو از گزارشهای تکاندهنده درباره فساد اداری، رشوهستانی، قتلهای انتقامجویانه و ساختارهای فاسد و غیراخلاقی همچون بچهبازی و بکارگیری بچههای بیریش است. طالبان از یکسو هرگونه مخالفت، نقد یا ایستادگی مدنی را تحت عنوان «بغاوت و خروج بر امیر» سرکوب میکنند و از سوی دیگر، رفتارهای منافی اخلاق و شریعت در احکام دینی را تحت پوشش «لزوم اطاعت از حاکم وقت» توجیه یا نادیده میانگارند.
این رفتار و ساختار فکری، یادآور دوره حکومت یزید بن معاویه در صدر اسلام است. یزید نیز با وجود تظاهر به عنوان «امیرالمؤمنین» و مطالبه بیعت بیقیدوشرط از مسلمین، شخصیتی فاسق، بزمجو، شرابخوار و سرگرم بازی با حیوانات و فحشا بود. وی حاکمیت خود را مشروع و غیرقابلتغییر میدانست و در راستای تثبیت این استبداد، جنایت تاریخی فاجعه کربلا و شهادت سبط پیامبر اسلام، امام حسین (ع)، را رقم زد تا هرگونه فریاد اصلاحطلبی و حقخواهی را خاموش سازد.
مقایسه رویکرد طالبان با حکومت اموی نشان میدهد که چگونه مفهوم «اطاعت از حاکم» در هر دو عصر، برای سرکوب عدالتخواهی و توجیه حاکمیتهای فاسد ابزارسازی شده است.
در بخش دیگری از اعمال فشارهای مذهبی و تقابل ساختاری طالبان، اقدامات اخیر وزارت عدلیه و مقامات این گروه علیه شیعیان افغانستان قابل توجه و نگرانکننده است. طی ماههای گذشته، رویکردهایی چون تخریب قبرستانهای متعلق به شیعیان و ایجاد موانع در دفن اموات آنان، مسدودسازی یا محدود کردن فعالیت مساجد، حسینیهها و مراكز علوم دینی شیعه، تعطیلی یا تغییر هویتی دانشگاهها، رسانهها و تلویزیونهای وابسته به این اقلیت مذهبی، ممنوعیت و اعمال محدودیت شدید بر برگزاری مراسم عزاداری محرم و عزاداری امام حسین (ع)، و حتی ممانعت از پخش اذان بر اساس فقه جعفری، بهروشنی ابعاد یک سرکوب مذهبی و هویتزدایی نظاممند را به نمایش میگذارد.
این سیاستهای حذفی و تقابلی، تطابق تاریخی شگرفی با اقدامات متوکل عباسی دارد. متوکل که از حاکمان ستمگر عباسی بود، خصومتی عمیق با پیروان مکتب اهلبیت (ع) داشت. او دستور تخریب مرقد مطهر امام حسین (ع)، شخم زدن زمین کربلا و مسدود ساختن مسیر زیارت و عبادات شیعیان را صادر کرد و فشارها و تبعیضهای فرسایندهای را بر پیروان این مکتب تحمیل نمود.
تأکید طالبان بر آموزههایی مبتنی بر اطاعت محض از حاکم ظالم در کتاب منسوب به رهبرشان، نشاندهنده تلاشی آگاهانه برای مشروعیتبخشی دینی به ساختاری است که از نظر انطباق با موازین اخلاقی، حقوق بشری و عدالت اسلامی با دشواریها و تناقضهای اساسی مواجه است.
بازخوانی تاریخ اسلام و تطبیق ساختاری عملکرد طالبان با الگوهای تاریخی همچون امویان (یزید) و عباسیان (متوکل)، نشان میدهد که توسل به دین برای توجیه استبداد، سرکوب اقلیتهای مذهبی و نادیده گرفتن فساد اخلاقی و اداری، رویهای با سابقه تاریخی است که همواره موجب تعمیق شکافهای اجتماعی و ناپایداری مشروعیت سیاسی در درازمدت شده است.
https://www.jomhornews.com/