شماری از نظامیان حکومت پیشین افغانستان که پس از سقوط جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۱ در افغانستان ماندند و به صفوف طالبان پیوستند یا به همکاری با این گروه ادامه دادند، اکنون با وضعیت پیچیده و پرمخاطرهای روبهرو هستند؛ وضعیتی که به گفته برخی از آنان، انتخاب میان ماندن و رفتن را به یک دوراهی دشوار تبدیل کرده است.
یکی از این نظامیان در گفتوگو با خبرگزاری جمهور میگوید که ترک صفوف طالبان برای بسیاری از نظامیان پیشین، به دلیل ترس از متهمشدن به جاسوسی و همکاری با مخالفان، آسان نیست. او مدعی است که اگر یکی از این افراد صفوف طالبان را ترک کند، احتمال دارد از سوی این گروه به عنوان «جاسوس» یا همکار مخالفان شناخته شده و با خطر بازداشت یا حتی ترور مواجه شود.
این نظامی میافزاید که از سوی دیگر، شماری از جبهات مخالف طالبان نیز به نظامیان پیشین هشدار دادهاند که در صورت ادامه همکاری با طالبان، آنان را هدف قرار خواهند داد. به این ترتیب، گروهی از این افراد خود را در موقعیتی میبینند که نه امنیت ماندن در صفوف طالبان را تضمینشده میدانند و نه خروج از آن را کمخطر ارزیابی میکنند.
اشتباهی که به بنبست تبدیل شد
به باور این نظامی، پیوستن یا ماندن در کنار طالبان برای برخی از نظامیان پیشین، تصمیمی بود که تحت فشار شرایط اقتصادی، ترس از آینده و ناتوانی در خروج از کشور گرفته شد؛ تصمیمی که اکنون برای شماری از آنان به یک بنبست امنیتی تبدیل شده است.
او میگوید برخی از نظامیان سابق، برخلاف آنچه تصور میکردند، پس از پیوستن به طالبان نتوانستند جایگاه قابل توجهی در ساختار جدید به دست آورند و حتی گاهی با عنوانهایی مانند «مزدور خارجیها» مورد تحقیر قرار گرفتهاند.
با این حال، تعمیم این وضعیت به همه نظامیان پیشین نیز دقیق نیست. برخی از نیروهای حکومت سابق، بهویژه در مناطق جنوبی، پیش از سقوط جمهوری نیز بهصورت پنهانی یا آشکار با طالبان ارتباط داشتند و در مواردی متهم بودند که علیه نیروهای خودی فعالیت میکنند. برای چنین افرادی، پیوستن به ساختار طالبان ممکن بود با پیشینه و روابط قبلی آنان همخوانی بیشتری داشته باشد.
اما گروه دیگری از نظامیان، به گفته این منبع، نه از روی اعتقاد سیاسی یا همکاری قبلی با طالبان، بلکه بیشتر به دلیل ناتوانی در ترک کشور و مشکلات اقتصادی در افغانستان باقی ماندند. این گروه اکنون با مشکل دیگری روبهرو است: گذشته نظامی آنان همچنان میتواند آنان را از سوی طالبان و مخالفان این گروه در معرض سوءظن قرار دهد.
از آموزش ساختار دولت تا حذف تدریجی
این وضعیت تنها به نیروهای نظامی محدود نمیشود. پس از سقوط حکومت پیشین، طالبان با ساختاری وارد کابل شدند که بخش بزرگی از اعضای آن تجربه اداره یک دولت مدرن را نداشتند. در مقابل، شماری از کارمندان حکومت جمهوری، تکنوکراتها و نیروهای متخصص دستگاه دولتی در کشور باقی ماندند.
بخشی از این کارمندان، با وجود تغییر نظام سیاسی، به دلیل مشکلات اقتصادی و نیاز به تأمین معاش خانوادههایشان، به کار در ادارات تحت اداره طالبان ادامه دادند. آنان در عمل به انتقال تجربه اداری و حفظ بخشی از روندهای دولتداری کمک کردند.
با این حال، منتقدان حکومت طالبان میگویند که در سالهای بعد، شماری از این کارمندان از ساختارهای دولتی کنار گذاشته شدند و جای آنان را افراد نزدیکتر به ساختار طالبان گرفتند. همچنین ادعاهایی درباره اولویتیافتن روابط قومی، منطقهای و وفاداری سیاسی در روند استخدام و انتصابها مطرح شده است؛ ادعاهایی که برای ارزیابی دقیق آن نیاز به بررسی موردی و دادههای مستقل دارد.
مسئله اصلی؛ بیاعتمادی متقابل
مشکل نظامیان پیشین را نمیتوان صرفاً به تصمیم شخصی آنان برای پیوستن یا نپیوستن به طالبان تقلیل داد. مسئله اصلی، بحران اعتماد میان نیروهای سابق حکومت، طالبان و گروههای مخالف این گروه است.
طالبان همچنان بسیاری از نیروهای امنیتی حکومت پیشین را افرادی میدانند که سابقه جنگ با این گروه را داشتهاند؛ در سوی دیگر، مخالفان طالبان نیز ممکن است همکاری این افراد با حکومت فعلی را به عنوان نشانه وفاداری به طالبان تلقی کنند.
در چنین شرایطی، یک نظامی سابق میتواند همزمان از سوی دو طرف با سوءظن مواجه شود؛ طالبان ممکن است به گذشته او شک داشته باشند و مخالفان نیز به دلیل همکاری فعلیاش با طالبان او را هدف قرار دهند.
از همین منظر، وضعیت این افراد را میتوان نمونهای از پیامدهای حلنشده جنگ افغانستان دانست؛ جنگی که با تغییر نظام سیاسی پایان نیافت، بلکه بخشی از اختلافات، بیاعتمادیها و ترسهای امنیتی آن به ساختار جدید منتقل شد.
دوراهی بدون انتخاب آسان
برای نظامیان پیشین، مسئله تنها انتخاب میان «طالبان» و «مخالفان طالبان» نیست؛ بلکه انتخاب میان امنیت، نان، هویت و آینده شخصی و خانوادگی است.
کسی که در کشور مانده و برای تأمین زندگی خود به ساختار جدید پیوسته، ممکن است خروج از آن را خطرناک بداند. در مقابل، ادامه همکاری نیز میتواند او را در برابر مخالفان طالبان آسیبپذیر کند.
به همین دلیل، هرگونه ارزیابی درباره این افراد باید میان کسانی که از ابتدا با طالبان همکاری داشتهاند و کسانی که صرفاً به دلیل اجبار، فقر یا ناتوانی در ترک کشور در ساختار جدید باقی ماندهاند، تفاوت قائل شود.
در نهایت، سرنوشت این گروه به یکی از آزمونهای مهم مسئله «ادغام نیروهای حکومت پیشین» در افغانستان تبدیل شده است. اگر برای آنان مسیر روشن و قابل اعتماد برای زندگی، کار و امنیت فراهم نشود، بخشی از این نیروها ممکن است همچنان در وضعیت بلاتکلیفی باقی بمانند؛ وضعیتی که در آن ماندن میتواند خطرناک باشد و رفتن نیز لزوماً به معنای رسیدن به امنیت نیست.
https://www.jomhornews.com