نسبت خود و دیگری و مرزی که این دو را از هم متمایز میکند، همواره از موضوعات جدی برای تأمل فیلسوفانه بوده است. فیلسوفان اما هرچه در این باره تأمل کرده و سخن گفتهاند، نهتنها ابهام این دو مفهوم کاهش نیافته و مرز میان آن دو واضحتر نگشته که این ابهام و تردید بیشتر شده است.
ابهام خود و دیگری و پنهان بودن مرز میان آن دو، بهخصوص در فضاها و زمانهایی که تمامی یا اکثر انسانها همزمان پیرامون چیزی سخن میگویند، دوچند میشود.
به عنوان نمونه اکنون پیرامون جنگ اسرائیل با ایران، فرد دومی که نظری شبیه فرد اول میدهد، آیا این فرد دوم نظر خود را ارایه کرده یا نظر آن فرد اول را تکرار کرده است؟ به همین صورت وقتی نظر و سخن در تولد و نخستین ظهور مربوط به یک رسانه است، که بهطور طبیعی جانبدارانه است، ابراز کنندۀ دوم و سوم و هزارم آن، هر کدام آن زمان که این نظر را میدهند و سخن را میگویند آیا «خود» هستند و از استقلال برخوردارند یا پیرایۀ وجود «دیگری» هستند و کاملا نامستقلاند؟
.
نقش «قدرت» و «صدای بلند» در این «بازتولید دیگری» یا «ابراز خود» چگونه است؟ آیا قدرت اجازۀ «ابراز خود» را میدهد یا تمامی آدمها ملزم و مجبور به «بازتولید دیگری» میکنند؟
وقتی سخن از قدرت است، بحث صدق و کذب عملا بیمعنا است؛ بلکه صرفا میتوان از منطقی یا غیر منطقی بودن و سازگاری با عقلانیت حاکم یا ناسازگاری با آن عقلانیت سخن گفت.
بهعنوان نمونه، رسانهای مانند بی بی سی (BBC) که ضمن برخورداری از عمر و تجربۀ بیش از یک سده، حمایت میلیاردی حکومت سلطنتی بریتانیا را دارد، با توجه به تعریف بالا از قدرت، قدرتمندترین رسانه است و «بلندترین صدا» را دارد. در بسیاری از موارد، اولین نظر و سخن از این رسانه است.
به صورت معمول من و اویی که سخن میگوییم و نظر میدهیم، سخنگو و نظردهندۀ دوم و سوم و هزارم هستیم. در این صورت، آیا سخن و نظر من، «نظر و سخن من» است که مستقلانه و در پیوست فکر و اندیشۀ من شکل گرفته است؟ یا سخن و نظر من، «نظر و سخن بی بی سی» است که بدون فکر و استقلال من و صرفا «توسط من بازتولید» شده است؟
به هر صورت، اندیشیدن در زمینۀ خود و دیگری و مرز میان آن دو، حتی اگر حاصل چندانی به همراه نداشته باشد، مهم است و باید صورت گیرد.
دکتر علی شاه فایق