فارسی
|
English
|
لوگوی همدلی مردم افغانستان

حزب همدلی مردم افغانستان

The People Of Afghanistan's Empathy Party

مقاله: إقرأ، از منظر طالبان یعنی: نخوان! اما زنان افغانستان، خواهند خواند.

إقرأ، از منظر طالبان یعنی: نخوان! اما زنان افغانستان، خواهند خواند.

1404/01/11
إقرأ، از منظر طالبان یعنی: نخوان!  اما زنان افغانستان، خواهند خواند.

إقرأ، از منظر طالبان یعنی: نخوان!

اما زنان افغانستان، خواهند خواند.

طالبان سه سال قبل (24 مرداد 1400)، با ورود به کابل و ارگ ریاست جمهوری افغانستان، قدرت این کشور را در دست گرفتند. آنان همان طور که در طول بیست سال گذشته مدارس دخترانه را در جای‌جای کشور هدف قرار می‌دادند، منفجر می‌کردند، به آتش می‌کشیدند و مانع تحصیل دختران می‌شدند، پس از حضور در مسند قدرت و تسلط بر ارگ ریاست جمهوری نیز دشمنی خویش را با تعلیم و تربیت زنان و دختران افغانستان نشان دادند. مدارس و دانشگاه‌ها را بر روی دختران بستند و فرصت یادگیری و آموزش را از زنان گرفتند.

آنان با گرفتن این تصمیم و انجام این کار، نشان داده‌اند که نه‌تنها نچسب‌ترین وصله‌ی جهان موجود که بیگانه‌ترین مسلمان با قرآن و ناآشناترین پیرو با پیامبر (ص) نیز هستند. زیرا یکی از آموزه‌های بنیادین دین اسلام و یکی از علل بعثت پیامبر خاتم، تعلیم و تربیت است. آموزش و یادگیری تنها راه رشد آدمی و رسیدن این موجود به جایگاهی است که برای آن ساخته شده است. اندک آشنایی با جهان، انسان و اسلام، این واقعیت را آشکار می‌کند که آدمی از منظر اسلام، برخلاف بسیاری از موجودات دیگر، موجودی است که بودن خویش را به‌عنوان یک آفریده‌ی الهی با تعلیم اسماء آغاز می‌کند و به‌همین جهت شایسته‌ی خلافت الهی می‌شود و سپس از مسیر یادگیری، راه خویش را در جهان می‌یابد و به مقصد و مقصود خویش می‌رسد. این موجود، آموزش و یادگیری را با آموزش زبان و کارهای ساده، در کودکی، شروع می‌کند و با یادگیری مسائل پچیده‌تر و دقیق‌تر، تا آخر عمر، ادامه می‌دهد و با تأمل در درون و بیرون و خود و جهان، در فرجام به شناخت خداوند دست می‌یازد. از نظر اسلام در تحقق تمامی این امور، نقش و اثر زن به‌عنوان مادر و به‌عنوان موجودی که نگاه مادرانه و مربیّانه دارد برجسته است. و این نقش و اثر در زوایای پیدا و پنهان وجود هر فرد و هستی هر جامعه، بدون شک جاری و ساری است. قرآن که کتابی برای همگان است، در جهت ساده ساختن و همه‌فهم کردن نقش مربیّانه زنان، از قصه‌ زن و پسر حضرت نوح از یک‌سو و قصه زن فرعون و حضرت موسی از سوی دیگر، سود برده است و اثر و نقش زن را بر فرزند و کودک همراهش نشان داده است. اما دریغا و دردا که مدعیان خلافت نبوی و امارت اسلامی از فهم همین اشارات و قصه‌های ساده‌ی قرآنی نیز عاجزاند.

آنان به‌عنوان پیروان دینی، دختران و زنان افغانستان را دستور «نخوان!» می‌دهند که این دین، پیام آسمانی خود را با «إقرأ؛ یعنی بخوان» آغاز می‌کند و با دستور «ز گهواره تا گور، دانش بجوی» از زبان پیامبر (ص) توسعه می‌بخشد.

طالبان با بازداشتن و منع دختران افغانستان از تحصیل و آموزش، اکنون راهی را در پیش گرفته‌اند که نه‌تنها برخلاف این سیر طبیعی هستی است که در تضاد با فهم و دستور قرآن و اسلام نیز است. راهی که در نتیجه به چاه جهل و تاریکی پایان می‌یابد و مردم مظلوم افغانستان را به این سمت می‌راند. این گروه با منع آموزش و تحصیل نشان دادند که دیانت‌شان، پیش از آن که در آموزه‌های دانش‌پرور اسلام ریشه داشته باشد، در زمین برهوتی جهل قبیله‌ ریشه دارد. چنان‌که وحید مژده (1382، 109) می‌گوید: «طالبان، فرزندان پشتون‌های قبایلی و روستایی هستند که تحصیل زنان و توسعه ارزش‌های شهری را موجب بی‌دینی می‌دانند و به این جهت با آن سخت مخالفت می‌کنند.»

اما نکته‌ی بسیار اساسی این است که این تصمیم و کار طالبان، برخلاف دور قبلی حکومت‌شان، از طرف مردم افغانستان و به‌خصوص زنان این کشور، این‌ بار پذیرفته و تحمل نخواهد شد. زیرا با گذشت این بیست سال، این مردم و زنان این کشور، به‌خصوص در شهرها و حتی روستاهای مناطق مرکزی، شمال و غرب افغانستان، ظرفیت‌های خویش را شناخته و مسیر خود را در جهت کسب دانش و توسعه‌ی جهان‌شان از مسیر تعلیم و تربیت انتخاب کرده‌اند.

برخلاف دور قبلی حاکمیت طالبان که با رسیدن آنان به قدرت و حتی پیش‌تر از آن، زنان و دختران خانه‌نشینی و خاموشی اختیار کرده بودند و هیچ حرکت اعتراضی علیه طالبان نداشتند، اینبار این زنان‌ افغانستان‌اند که پرچم اعتراض علیه طالبان را بر دوش گرفته و هر روز بخاطر حقوق خود دست به تظاهرات می‌زنند و اعتراض می‌کنند و از به‌زندان رفتن و شکنجه شدن نیز در این جهت هراسی ندارند. صدای اعتراض زنان افغانستان اکنون تا آن اندازه بلند و رسا بوده است که جهانیان نیز این صدا را شنیده‌اند و در جلسه اسلو، از نمایندگان آنان دعوت کرده‌اند تا در برابر نمایندگان طالبان قرار گیرند و خواسته‌های خود را طرح کنند.

بنابراین، فهم نگارنده این است که اینبار طالبان مجبور به عقب‌نشینی و تسلیم خواهند شد و در بلندمدت اینبار این صدای اعتراض زنان است که طالبان را نه‌تنها در کابل و سایر شهرها که حتی در همان روستاها و در میان همان قبایل شرق و جنوب با شکست روبرو خواهد کرد و فرصت بازتولید تفکر طالبانی را از آنان و حامیان‌شان خواهد گرفت و همه را به «خواندن» دعوت خواهد کرد.

علی راستین

برچسب ها