فارسی
|
English
|
لوگوی همدلی مردم افغانستان

حزب همدلی مردم افغانستان

The People Of Afghanistan's Empathy Party

مقاله: جنگ طالبان با فارسی؛ وقتی این زبان در کنار پشتو و انگلیسی تحمل نمی‌شود

جنگ طالبان با فارسی؛ وقتی این زبان در کنار پشتو و انگلیسی تحمل نمی‌شود

1404/11/12
جنگ طالبان با فارسی؛ وقتی این زبان در کنار پشتو و انگلیسی تحمل نمی‌شود

افتتاح یک شفاخانه بزرگ در کابل می‌توانست به‌خودیِ خود یک رویداد مثبت باشد، آن هم در سایه حاکمیت رژیمی که نامش با خشونت و خون‌ریزی و بیگانه‌گی با عرضه خدمات به مردم گره خورده است؛ اما طالبان با نادیده‌گیری زبان فارسی در لوحه شفاخانه کاری کردند که رویداد بهره‌برداری به‌جای آن‌که ستایش شود، با واکنش‌های منفی همراه شد. طوری که دیده می‌شود، لوحه شفاخانه فقط با زبان‌های پشتو و انگلیسی تزیین شده و زبان فارسی عملاً نادیده گرفته شده است؛ زبانی که مقام‌ها و سخنگویان طالبان به‌ظاهر بارها بر رسمی و ملی‌بودنش اشاره کرده‌اند. این نادیده‌گیری نه سهل‌انگارانه است و نه هم خطای اداری؛ بلکه یک تصمیم کاملاً آگاهانه و سیاسی برای تقویت هرچه بیش‌تر رویکرد فارسی‌ستیزی است. البته این نخستین‌بار نیست و طالبان پیش از این نیز بارها زبان فارسی را از لوحه‌های رسمی دانشگاه‌ها، شفاخانه‌ها و سایر نهادهای دولتی و اماکن عمومی حذف کرده‌اند.

طالبان همان‌گونه که در حوزه دین می‌کوشند جامعه را بر اساس قرائت بسته و قبیله‌محور خود یک‌رنگ و یک‌دست سازند، در سایر عرصه‌ها، از جمله زبان، نیز دقیقاً همین منطق را دنبال می‌کنند. در نگاه طالبان، تنوع ـ چه دینی، فرهنگی و زبانی ـ یک واقعیت اجتماعی نیست و به‌جای تقویت تنوع، بایستی سیاست یک‌دست‌سازی را قوی‌تر ساخت. در این چهارچوب، پشتو نه صرفاً یک زبان، بلکه به ابزاری برای تحکیم هژمونی زبانی تبدیل می‌شود و در این میان، فارسی بایستی حذف شود یا هم به حاشیه برود.

بلی، همان‌گونه که یک‌دست‌سازی دینی از جانب طالبان با واقعیت‌های جامعه سازگار نیست، یک‌دست‌سازی زبانی نیز محکوم به شکست است. زبانی که ریشه در زنده‌گی روزمره، حافظه جمعی و مناسبات اجتماعی دارد، با حذف از لوحه و تابلو و پوستر حذف‌شدنی نیست و طالبان هم این را خوب می‌دانند. در واقعیت آن‌چه طالبان با اجرای سیاست حذف به بار می‌آورند، نه غنامندسازی زبان پشتو و به حاشیه‌راندن فارسی، بلکه نارضایتی و تعمیق شکاف میان گوینده‌گان دو زبان است.

افغانستان کشوری چندزبانه است؛ واقعیت روشنی که طالبان نمی‌توانند انکار کنند، ولی عامدانه در پی انکار آنند. فارسی، پشتو، اوزبیکی، پشه‌ای، بلوچی، نورستانی و چندین زبان و گویش دیگر، قرن‌ها کنار هم زیسته‌اند. پس هر رژیمی که این واقعیت روشن را نادیده بگیرد، در واقعیت می‌کوشد بنیان‌های هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را تخریب کند. این واضح است که تحمیل یک زبان خاص از بالا، وحدت نمی‌آورد که هیچ، بلکه نارضایتی و عقده می‌آفریند. طالبان هم روشی را انتخاب کرده‌اند که وحدت‌زدایی می‌کند.

حذف فارسی نه مشروعیت طالبان را افزایش می‌دهد، نه کارآیی رژیم را بالا می‌برد و نه هم همبسته‌گی اجتماعی ایجاد می‌کند و در مقابل، هر بار موجی از اعتراض به راه می‌اندازد، وحدت را تضعیف می‌کند و جامعه را به‌سوی دوقطبی‌شدن خطرناک سوق می‌دهد؛ یعنی قراردادن فارسی‌زبانان در برابر پشتو زبان‌ها. البته که طالبان از پیامد آن‌چه انجام می‌دهند، نیک آگاهند و این‌که باز هم به تعقیب سیاست حذف ادامه می‌دهند، دلیل روشن دارد: تحکیم هژمونی زبانی. وقتی هدف، تثبیت و پایدارسازی هژمونی زبانی ـ تباری باشد، کارگزاران این سیاست، به هزینه‌های اجتماعی ناشی از آن، اصلاً بها نمی‌دهند. ظاهراً انورالحق احدی، رهبر پیشین حزب افغان‌ملت و از حامیان جدی هژمونی زبانی، هم در مصاحبه اخیرش به‌صراحت تاکید کرد که برتری پشتو بر بقیه زبان‌ها، به‌ویژه فارسی، در همه اوضاع‌واحوال حفظ شود؛ حتا به‌بهای افزایش نارضایتی اجتماعی و تخریب آن‌چه «وحدت ملی» خوانده می‌شود. احدی و طالبان اگر یک وجه مشترک داشته باشند، همین تلاش برای تثبیت هژمونی زبانی است؛ با این تفاوت که اولی با نیکتایی و شعارهای ظاهراً دموکراتیک کارش را انجام می‌دهد و دومی هم با ریش و لنگوته و شعارهای اسلامی.

در این میان، واکنش سیاست‌مداران و شهروندان، به‌ویژه فارسی‌زبان‌ها، غالباً محتاطانه بوده و فقط در شبکه‌های اجتماعی خلاصه شده است. سیاست‌مدارانی که خود را فارسی‌زبان می‌‌خوانند و بسته به موقعیت، گاهی در دفاع از فارسی موضع گرفته‌اند، در برابر سیاست فارسی‌ستیزانه طالبان، عمدتاً تن به سکوت داده‌اند. رهبران سیاسی پشتون که به‌ظاهر دم از وحدت ملی می‌زنند، جا دارد که در این زمینه، موضع روشن اتخاذ کنند، ولی این‌ها نیز ترجیح را بر سکوت گذاشته‌اند. حالا فرض کنید که رژیمی در افغانستان بر سر کار باشد که سیاستش تقویت فارسی و به حاشیه‌راندن پشتو باشد؛ در این صورت، روشن است که اعتراض‌های گسترده در سطح توده، نخبه‌گان و رهبران راه می‌افتد؛ اعتراض‌هایی که می‌تواند تبدیل به بحران بزرگ شود. اما وقتی زبان فارسی حذف می‌شود، نقدها به رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی خلاصه می‌شود و چه بسا کسانی هم یافت می‌شوند که در برابر سیاست حذف، نسخه مدارا و تساهل را تجویز می‌کنند. طالبان هم این سیاست مداراجویانه را نه نشانه هوشیاری و دوراندیشی طرف مقابل، بلکه نشانه ضعف و رغبت به تسلیمی معنا می‌کنند؛ عاملی که این گروه را در تقویت سیاست حذف بیش‌تر تحریک می‌کند.

حاصل سخن این‌که دولت‌ها در جنگ با فرهنگ، به‌ویژه زبان، غالباً پیروز میدان نمی‌شوند. براین اساس، زبان فارسی را با حذف از لوحه‌ها و پوسترها نمی‌توان حذف کرد. فارسی به گواهی زبان‌شناسان، دارای غنای درونی و ریشه اجتماعی گسترده است که مستقل از قدرت سیاسی و در فقدان حمایت آن، نیز می‌تواند به‌راحتی دوام حیات دهد. فارسی نه با فرمان طالبان آمده و نه هم با فرمان این گروه خواهد رفت. آنچه می‌رود، نه فارسی، بلکه اعتبار سیاست‌هایی است که به‌جای ساختن آینده مشترک و مسالمت‌جو، درگیر حذف نمادها و نشانه‌های مشترک است.

https://8am.media/

برچسب ها