🔸ثاقب علی خان، کارشناس سیاستگذاری و حکومتداری، در تحلیلی نوشته است که تکرار درگیری میان افغانستان و پاکستان، بیش از آنکه ناشی از نبود مذاکره باشد، نتیجه فقدان سازوکاری پایدار برای اجرای توافقها، بررسی رویدادهای مرزی و رسیدگی همزمان به نگرانیهای امنیتی دو طرف است.
🔸این تحلیل پس از حملات هوایی و پهپادی پاکستان در ۲۴ سپتامبر منتشر شده است. اسلامآباد اعلام کرد ده محل در افغانستان را هدف قرار داده که به ادعای آن، برای نگهداری و پرتاب پهپاد علیه پاکستان استفاده میشدند. مقامهای افغان گفتند حملات در قندهار، پکتیا و خوست چهار غیرنظامی را کشته و وعده پاسخ دادند. روز بعد نیز گزارشهایی از درگیری مرزی منتشر شد.
🔸به نوشته نویسنده، پاکستان توقف حملات گروههای مسلحی را مطالبه میکند که مدعی است از خاک افغانستان فعالیت دارند. در مقابل، امارت اسلامی بر احترام به حاکمیت افغانستان و پایان حملات پاکستان تأکید دارد. در میان این اختلاف، خانوادههای ساکن دو سوی مرز هزینه ناامنی، بستهشدن گذرگاهها و اختلال در تجارت را تحمل میکنند.
🔸این تحلیل میان مواضع رسمی و نیازهای اساسی طرفها تفاوت میگذارد. نیاز اصلی پاکستان، تأمین امنیت شهروندان، بهویژه در خیبرپختونخوا و مناطق قبایلی پیشین، است. نگرانی افغانستان نیز حفظ حاکمیت، استقلال تصمیمگیری و کنترل داخلی عنوان شده است. نویسنده معتقد است توافقی که یکی از این نیازها را نادیده بگیرد، دوام نخواهد داشت.
🔸او همچنین هشدار میدهد که تحریک طالبان پاکستان را نباید صرفاً نیروی نیابتی امارت اسلامی دانست. این دو جریان، با وجود پیشینه فکری و روابط نزدیک، سازمانها و اهداف متفاوتی دارند. به ارزیابی نویسنده، برخورد جدی کابل با تحریک طالبان پاکستان ممکن است به جدایی برخی جنگجویان یا پیوستن آنان به داعش خراسان بینجامد؛ در مقابل، بیعملی نیز نگرانیهای امنیتی اسلامآباد را تشدید میکند.
🔸در گزارش، ضعف حکومتداری در مناطق قبایلی پیشین پاکستان نیز از عوامل مؤثر معرفی شده است. این مناطق در سال ۲۰۱۸ به خیبرپختونخوا ملحق شدند، اما ایجاد محاکم، پولیس، حکومت محلی و اجرای برنامههای توسعه با تأخیر یا بهصورت ناقص پیش رفته است. نویسنده میگوید چنین خلأهایی زمینه جذب نیرو توسط گروههای مسلح را فراهم میکنند و با توافق خارجی بهتنهایی برطرف نمیشوند.
🔸با وجود میانجیگری قطر، ترکیه، عربستان و چین، چرخه کاهش خشونت، مذاکره و بازگشت درگیری ادامه یافته است. از دید نویسنده، مشکل اصلی آن است که پس از اعلام آتشبس، نهاد مورد اعتمادی برای پیگیری اجرا و مدیریت بحران بعدی وجود ندارد.
🔸او سه مسیر مکمل پیشنهاد میکند: ایجاد کانال دائمی میان دو حکومت برای کاهش تنش و بررسی رویدادهای مرزی؛ رسیدگی جداگانه به مسئله گروههای مسلح؛ و مشارکت واقعی جوامع مرزی و جرگهها در تصمیمگیری. تشکیل گروه مشترک بررسی حوادث با حضور ناظران کشورهای میانجی و همکاری یوناما نیز پیشنهاد شده است.
🔸این تحلیل نتیجه میگیرد که صلح پایدار به امضای سند تازه محدود نمیشود. دو طرف باید نگرانیهای اساسی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و سازوکاری ایجاد کنند که هر حمله یا رویداد مورد اختلاف، بهطور خودکار به دور تازهای از جنگ تبدیل نشود.
@tarjomanaf