' بسم الله الرحمن الرحیم
پیام حزب همدلی مردم افغانستان
به مناسبت شروع سال ۱۴۰۱ و آغاز قرن پانزدهم هجری شمسی
یا مقلب القلوب و الابصار؛ یا مدبر اللیل و النهار؛ یا محول الحول و الاحوال؛ حوِّل حالنا الی احسن الحال
اکنون در آستانهی تحویل سال ۱۴۰۱ و ورود به قرن پانزدهم هجری شمسی هستیم. این تحول در حالی صورت میگیرد که سال ۱۴۰۰ و قرن چهاردهم برای هموطنان ما، غالبا در بردارندهی حوادث تلخ و دردناک بوده است.
مردم افغانستان قرن چهاردهم را تحت حاکمیت شاه امانالله و با امید به تحول اساسی در عرصههای سیاست، فرهنگ و اقتصاد شروع نمود؛ اما خیلی زود، امید شان به ناامیدی گرایید؛ بهخصوص که خود شاه، اصلاحات اساسی شروعشده در اواخر قرن سیزدهم را خطری برای تاج و تخت خود دیده و در اولین جرگهی قرن چهاردهم (۱۳۰۳) از بخشی از آن اصلاحات، عقبنشینی کرد. متعاقب آن، شاه امانالله فراری شد و حبیبالله کلکانی و سپس نادرخان، ظهور کردند که از هر جهت افغانستان به عقب برگشته و زمینهی هر نوع رشد را از بین بردند. بر این اساس، تلاشهای محدودی که در دهه آخر حکومت ظاهر شاه در این جهت صورت گرفت، راه بجایی نبرد و با سخت گیری سیاسی جمهوری داودخان و سپس کودتای خونین کمونیستی، در بهار ۱۳۵۷ به پایان رسید.
کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷، گسستهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود در کشور را تشدید و گسلهای تازهای را ایجاد کرد. محصول این کودتا، جنگ، ویرانی، کشتار، آوارگی، بیثباتی مداوم و ظهور گروههای رادیکال داخلی و حضور جریانهای تندرو بینالمللی در افغانستان بود. در چهلوسه سالی که از کودتای ۱۳۵۷ گذشته است، افغانستان پنج نظام سیاسی متضاد را تجربه کرده و مردم این کشور برای رسیدن از یک نظام به نظام دیگر، بسیار خون و خشونت دیده و رنج کشیده است. رنجی که پس از نیم قرن هنوز افقی روشنی برای پایان آن دیده نمی شود.
سال ۱۴۰۰ به صورت خاص برغم تلخکامی ها در بیست سال اخیر همراه با تلاش امیدوارانه مردم برای تغییر بود. سقوط نظام سیاسی، آوارگی جمعی، توسعهی فقر، کاهش سطح امید به زندگی و افزایش نیازمندی های جمعی از جمله این تلخکامی است؛ اما علاوه بر همهی این نابسامانیها و ناکامیها، قرن گذشته فرصتی برای عدالتطلبی، آزادیخواهی، استقلال طلبی و مقاومت مردم افغانستان نیز بود. مردم افغانستان با مجاهدتها و مبارزات خود نشان داد که نسبت به سرنوشت خود حساس هستند و در برای دفاع از ارزش ها، آزادی و کرامت انسانی خویش از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزند؛ اما مشکل اساسی بر سر راه آرمان های مردم، همانا تفرقه و پراکندگی بوده است. حزب همدلی مردم افغانستان، با درک وضعیت موجود، ایجاد همدلی را به عنوان تنها راه رهایی از رنجهای مداوم، رسالت تاریخی خود میداند. این حزب، ضمن عرض تبریک حلول قرن و سال جدید و آرزوی موفقیت و بهروزی به مردم افغانستان، با الهام از تجارب تلخ گذشته، نکاتی را در جهت رسیدن به صلح پایدار به عنوان زیر بنای ترقی و سعادت ملی قابل ذکر میداند:
۱. رضایت مردم: مشروعیت نظام سیاسی ریشه در حاکمیت قانون و رضایت مردم دارد. لذا؛ همراهی مردم با نظامهای سیاسی، در تمامی کشورها، اساس پایداری حاکمیت و بستر تداوم آنان خواهد بود. هر نظامی که نتواند این مهم را محقق سازد، دیر یا زود متلاشی خواهد شد. در افغانستان نیز ایجاد حکومت فراگیر قانون محور، به هدف دستیابی به مشروعیت ملی و بین المللی امر ضروری است.
۲.توجه به ارزشها و مطالبات متکثر: افغانستان، جامعه متکثر متشکل از اقوام و کتله های مختلف است با آداب، ارزشها، ساختارها، زبانها و باورهای متفاوت، حاکمیت باید چتری باشد که تمامی تنوعها، مطالبات و خواسته ها را به صورت معقول نمایندگی نماید، در غیر این صورت صرف سلطه با زور اسلحه و تحمیل اراده فردی یا گروهی و قومی نمی تواند ممثل اراده ملی باشد و فاقد هرگونه مشروعیت سیاسی است.
۳. قانون: قانونگرایی زمینهی سامانیابی نظام و بستر تحقق «نظام مقتدر ملی» را میگستراند. قانون، پاشنه آشیل یک نظام سیاسی و معیاری برای ثبات آن است. به هر میزان که قوانین یک کشور شفاف، دقیق، عادلانه و مبتنی بر واقعیت ها باشد، به همان میزان ارتباط مردم و نظام تأمین و حاکمیت ملی با ثبات ایجاد می گردد. قانونگرایی در سطح داخلی آفرینندهی مشروعیت و در سطح بیرونی، زمینهساز جذب حمایتهای بینالمللی است. در مقابل، بیتوجهی به قانون و رفتارهای غیرقانونی، نظام را ناتوان ساخته و مشروعیت مردمی آن را میزداید و امکان بقا را از آن سلب میکند. نبود حاکمیت قانون با وضعیتی که اکنون در کشور وجود دارد، چیزی جز آشفتگی، خودسری، تعرض به حریم خصوصی مردم، زورگویی و توسعه ظلم چیزی دیگری نمی تواند باشد.
۴. احترام به حقوق اساسی: توجه به ارزشها و حقوق جمعی و فردی اعم از زن و مرد، زمینهساز اعتماد مردم به حاکمیت شده و قدرت نظام را توسعه میبخشد. در جهان کنونی اعتماد مردم سرمایهی اصلی حاکمیتها و نظامها بوده و سبب تداوم حیات آنها میشود.
۵. تأمین نیازهای اولیه مردم: تهیهی نیازهای اقتصادی، تامین امنیت، فراهمسازی زمینهی تعلیم و تربیت عمومی برای تمامی اتباع جزء مسئولیتهای اساسی و کار ویژههای حکومت بوده که بدون تامین و توجه به آن، دوام حاکمیت یک حکومت دشوار مینماید.
حزب همدلی مردم افغانستان، با نگاه به واقعیتهای فوق اصرار بر تداوم تک محوری، نادیده انگاشتن اراده و خواست مردم، حقوق بشر و ارزش های اسلامی و انسانی و از بین بردن اعتماد میان مردم و حاکمیت را زمینه ساز فروپاشی های بیشتر و نابودی کشور می داند و از تمامی کسانی که در این امر دست دارند و اثر گذارند، مصرانه می خواهد که بازگشت به مردم را رسالت تاریخی خویش قرارداده و بیش از گذشته باعث فلج شدن زندگی، اداره، کار، ارتباطات، آموزش و در کل حیات بیش از سی میلیون انسان در افغانستان نشوند.
رهبری حزب همدلی مردم افغانستان، یکبار دیگر حلول سال و قرن جدید را به ملت بزرگ افغانستان و تمامی همکاران پرتلاش و گران ارج تبریک گفته از خداوند سبحان سال خوب، با برکت و همراه با موفقیت و سلامت برای یکایک شان استدعا مینماید.
والسلام
رهبری حزب همدلی مردم افغانستان
بیست و نهم حوت 1400