بخشهای مختلف ساختههای چهلسالهی خود را ارج بگذاریم و ترمیم کنیم؛ ویران نکنیم!
(قهر جهادی با مِهر مدنی نجاتبخش است: مقاومت منفی.)
.
در بیست سال گذشته، هزارهها دو کار مهم و موثر انجام دادند: یکی تخریب چهرهی جهادگران و بهاصطلاح خشونتورزان قوم بود و دیگری توسعهی فرهنگ عطوفت و دانشاندوزی و افزایش نگاه مهرورزانه بود.
در تمامی این سالها، اما من همواره بر این نکته تأکید داشتم که تخریب جهادگران و کنار گذاشتن کامل خشونتورزی کاری نادرست است؛ زیرا جهادگران ما، بههمان میزان در جهت پیشرفت ما موثر بودند که دانشورزان ما موثراند. جهادگری و خشونتورزیهای ما در دهههای شصت و هفتاد بههمان اندازه بسترساز حضور اجتماعی و قوت سیاسی ما شد که مهرورزی و دانشاندوزی ما در دهههای هشتاد و نود ما را بهسمت ترقی و پیشرفت رهنمون گشت.
بنابراین پیوسته بر این نکته تأکید میکردم که نباید تصویر جهادگران را تخریب و نابود کنیم و هویت جهادگرانهی خود را نادیده بگیریم؛ بلکه باید با اعتدال و واقعبینی، کارنامهی آنان و بنایی را که ساختهاند، ترمیم و اصلاح کنیم.
تأکیدم بر این بود که اگر غربیها از ما مِهر بدون قهر میخواهند، به این دلیل است که در مِهر بدون قهر توان «نه گفتن» نیست. در مهر بدون قهر، اطاعت و فرمانبرداری است و فرجام این اطاعت و فرمانبرداری، نابودی هویت شخصی یک جمع است.
اکنون نیز بدین باورم که مدنیتباوری و دانشآموزی ما در بیست سال گذشته، بخش ارزشمندی از دارایی و سرمایهی اولیهی ما در جهت ترقی و توسعه است. البته بدون شک این بخش نیز مثل بخش جهادگری ما با نقصها و کاستیهایی همراه بوده است و همچنان همراه است.
در فضای موجود و هر فضایی پس از این، بایسته است که این دستآوردها و کارنامهی چهلساله در کنار هم و بهصورت یک بنا دیده شود. بنایی که برای ایستادن به سنگ سنخت در پایهسنگش نیاز دارد و به گچ نرم در قابلزیست شدنش.
بنابراین بایسته است که نخبگان قوم، اینبار بهجای دعوت مردم به بازگشت به دهه هفتاد و شصت و تقبیح کارنامهی درخشان بیستسالهی گذشته، همواره در جهت ترمیم کاستیها و نقصهای این بنای مرکب اولیه (بیست سال خشونت و بیست سال عطوفت) تلاش کنند.
راهکارهای پیشنهادی ما نباید بر حذف کامل خشونت استوار باشد و نه بر کنارگذاشتن کامل عطوفت.
ما اکنون، با همهی فشارهایی که وجود دارد و تلخکامیهایی را که تحمل میکنیم، در جای خوبی از تاریخ ایستادهاند. ما سرمایهی و تجربهی اولیه را هم برای مقاومت و خشونت داریم و هم برای مهرورزی و عطوفت؛ اما این بخشهای مختلف این سرمایه و تجربهی اولیه نباید از هم تجرید و جدا شود که در آن صورت، هر دو بخش بیاثر و ناکارآ میشوند.
محصول نهایی این همراهی قهر با مِهر، احتمالا همین «مقاومت منفی» و «تظاهراتی» است که امروز شیرزنان و شیرمردان قوم و دیار ما در برچی به نمایش گذاشتند. با تمام توان و چشم در چشم طالب ایستادند و دردهای خود و مردم خویش را فریاد کردند و طالبان را با تمام خشونت و جنگافزارهای شان مغلوب کردند. این کار شان، این نه گفتنشان به استبداد طالبانی و در عین حال، دست نبردنشان به تفنگ و تیغ، همان همراهی «مهر با قهر» است. مهر این جمع و دست نبردنشان به تفنگ و تیغ، محصول بیست سال گذشته و قهرشان و ایستادگیشان، برآمده از دامن تجارب دهههای شصت و هفتاد است.
پاینده باد این مسیر که بدون شک بر هر بدویت و بدویگرایی پیروز خواهد شد.
دکتور علی راستین
رئیس کمیته فرهنگی حزب همدلی مردم افغانستان