فارسی
|
English
|
لوگوی همدلی مردم افغانستان

حزب همدلی مردم افغانستان

The People Of Afghanistan's Empathy Party

آرشیو: دیدگاه حزب همدلی مردم افغانستان پیرامون خروج قوای شوروی

دیدگاه حزب همدلی مردم افغانستان پیرامون خروج قوای شوروی

1400/11/26
دیدگاه حزب همدلی مردم افغانستان پیرامون خروج قوای شوروی
زمان: 1400/11/26

دیدگاه حزب همدلی مردم افغانستان پیرامون خروج قوای شوروی و رویدادهای بعد از آن

26 دلو، سالروز شکست شوروی یا سرآغاز شکست دیگرباره افغانستان در برابر خود؟!

شوروی یکی از چند امپراتوری و از دولت‌های استعماری بود که در مقطعی از تاریخ به افغانستان هجوم آورد و برای تحقق اهداف استعمارگرانه‌اش، رنج‌های بیشماری را بر مردم این کشور تحمیل کرد؛ اما سرانجام و پس از تحمل خسارت‌های جانی و مالی بسیار، درمانده و شکست‌خورده از افغانستان گریخت و درس عبرتی شد. این یک‌سوی قصه و ماجرای هجوم و تجاوز شوروی به افغانستان است؛ که هنوز در خاطرات وارثان آن امپراتوری مانده است. به‌گونه‌ای که پوتین با یادآوری این رویداد، می‌گوید: او از شکست شوروی در افغانستان درس گرفته و دیگر هرگز به این کشور نیروی نظامی نمی‌فرستد.

سوی دیگر قصه، که مربوط افغانستان است، نیز نه‌تنها شیرین نیست؛ که تلخ‌تر است. مردم افغانستان به دلیل خوی استقلال‌خواهی و آزادی‌طلبی که دارند و در طول تاریخ آن را نشان داده‌اند، در برابر شوروی و نظام دست‌نشانده‌اش نیز مقاومت کردند و با جان و مال خویش ایستادند و به‌صورت طبیعی، دشمن در برابر این مقاومت فولادین آنان شکست خورد.

اما آن لحظه‌ای که می‌توانست سرآغازی برای نجات ملت از تلخ‌کامی تاریخی و رنج مداوم باشد، سرمنشأ شکست دیگرباره‌ی آنان شد. اما این شکسته نه در برابر دشمن و دیگری که در برابر «خود» بود. خود «بی‌خِرد»، «ناهمدل» ، «زیاده‌خواه» و «انحصارطلب». خودی که تصور می‌کرد میدان‌دار تمامی میدان‌های نبرد بوده است و اکنون نیز او می‌تواند به‌تنهایی صاحب کل قدرت و مُلک و مملکت باشد. خودی که مقاومت‌ها، فداکاری‌ها و رنج‌ها و دردهای سراسری ملت را نمی‌دید و با تصمیمات نابخردانه‌ی خویش بر زخم عمیق آنان، که ناشی از انحصارگرایی تاریخی و استبداد است، نمک می‌پاشید. این خود، با تکیه بر ذهنیت عقب‌مانده‌اش، فرصت پیروزی و شیرین‌کامی را از ملت گرفت و به‌جای آن، شکست و تلخ‌کامی را داد.

شکست شوروی و آن‌چه با آن شکست همراه بود و توأم شد، حال به‌خاطره‌ای بدل گشته است. خاطره‌ای که بی‌هیچ استفاده‌ی مثبتی می‌تواند فراموش شود و از بستر این فراموشی، بار دیگر با همان تلخی و رنج‌آفرینی تکرار گردد. یا خاطره‌ای که به‌عنوان یک امکان برای بازسازی اکنون بدان نگریسته شود. خاطره‌ای که ما را در جهت ساخت آینده و بهره‌بری درست از ظرفیت‌های‌مان کمک کند.

فهم حزب همدلی مردم افغانستان این است که خوب است با این خاطره به‌شکل دوم تعامل شود. این خاطره به فراموشی بدل نشود تا رنج‌های ناشی از آن، بار دیگر و به‌تکرار گریبان ما را بگیرد. از جانب دیگر، این خاطره به خاطره‌ی زخمی نیز بدل نشود که دردها و رنج‌های آن بر ما حکم براند و دستور دهد و بستر تضاد درونی و بیرونی را در ذهن ما بگستراند. بلکه به بستر و زمینه‌ای برای فهم بدل شود. این خاطره، درسی شود برای یافتن راه آینده.

حزب همدلی مردم افغانستان با تکیه بر این فهم، چند نکته را مطرح می‌کند و امیدوارم است که این نکات را حاکمان فعلی افغانستان و آنان که مدعی شکست‌دادن آمریکا هستند نیز ببینند. حزب همدلی انتظار دارد که نخبگان جامعه نیز به این نکات توجه کنند و اگر اشتباه است، تذکر دهند.

1. بر جهان کنونی گفتمان دولت-ملت حاکم است. تعاملات غالب کشورها، در بستر این گفتمان و منافع مرتبط به آن ممکن می‌شود و صورت می‌پذیرد. دوستی‌ها و دشمنی‌ها پیوند ناگسستنی با این گفتمان دارند. از دوست‌ترین دوستان هم نمی‌توان توقع داشت که این گفتمان را نادیده گرفته و بیرون از آن با ما تعامل کنند. مباحثی چون حقوق بشر، آزادی بیان و... همه به‌گونه‌ای با تمرکز بر این گفتمان فهم و تفسیر می‌شوند.

2. باتوجه به نکته‌ی نخست، کار بایدن در جهت اختصاص‌دهی پول مردم افغانستان به آمریکایی‌های آسیب‌دیده در رویداد یازدهم سپتامبر، معنا می‌یابد. او رییس دولتی است که در فضای ایدئال بیش از هر دولت دیگر، مدعی حمایت از حقوق بشر است؛ اما در این مورد و در سطح رئال، تأمین منافع آن دولت، با نقض صریح حقوق بشر گره خورده است. بنابراین بایدن، این کار را انجام می‌دهد و از پیامد اخلاق‌ستیز آن نیز نمی‌هراسد.

3. یکی از عواملی که پیروزهای ملت و مردم افغانستان را به شسکت بدل کرده و مقاومت‌ها را به‌جای سازنده‌ی سرافرازی و سربلندی، به عامل سرافکندی و ناامیدی تبدیل کرده است، درنظر نگرفتن همین گفتمان و آثار و پیامدهای آن در جهان واقع و عرصه‌ی تعاملات عملی است. متأسفانه همین اکنون، طالبان، پاکستان و برخی از کشورهای دیگر را، دایه مهربان‌تر از مادر برای افغانستان می‌دانند، در صورتی که این کشورها به‌دنبال منافع خود هستند و بی‌توجه به رنج و درد مردم افغانستان.

4. انحصارگرایی و همه چیز را برای خود خواستن و خود را مالک کل دست‌آورد دانستن و ملت و مردم و بقیه جریان‌ها را نادیده‌انگاشتن، عامل اصلی رنج‌های ممتد ما و بدل شدن پیروزی‌ها به شکست است. آنچه که بعد از خروج شوروی از افغانستان اتفاق افتاد، انحصارگرایی تعدادی از سران جهادی بود. انحصارگرایی که در فرجام سبب رنج ملت و شکست تلخ خود آنان شد. اما متأسفانه اکنون و بعد از خروج آمریکا و دولت‌ قبلی، بار دیگر حاکمان فعلی همان مسیر تکراری و باربار شکست‌خورده را می‌روند؛ که اگر این مسیر را تغییر ندهند، در فرجام به همان چاهی می‌افتند که همان سران جهادی افتادند.

5. در سوی دیگر بی‌برنامگی و انفجاری عمل‌کردن منتقدین وضعیت نیز نقشی در شکل‌نگرفتن پیروزی پایدار برای مردم داشته است و دارد. باتوجه به این نکته، باید این واقعیت را در نظر بگیریم که نقد واقعی وضعیت در تشخیص کاستی‌ها و ارایه برنامه‌ی کارآ و راهبردی است.

در نتیجه، حزب همدلی مردم افغانستان باور دارد که 26دلو و آنچه بعد از آن رخ داد این تذکر را به ما و حاکمان فعلی می‌دهد که واقعیت جهان موجود را همان‌طور که است بفهمیم، از انحصارگرایی و خودکامگی دست برداریم و در جهت تغییر وضعیت به ایجاد برنامه و راهکار بپردازیم.

حزب همدلی مردم افغانستان

کمیته فرهنگی

26 دلو 1400