در دو دههی گذشته، افغانستان شاهد یک روند عمیق و هدفمند تغییر ساختار جمعیتی بوده است. این روند عمدتاً از طریق جابجایی و اسکان گروههای بزرگ جمعیتی از ولایات جنوبی به ولایات شمالی و شمالشرقی کشور صورت گرفته است.
بخش بزرگی از این جمعیتهای جابهجا شده را ناقلین و مهاجرینی تشکیل میدهند که سالها در پاکستان اقامت داشتهاند و پس از بازگشت، با حمایتهای رسمی یا غیررسمی، در این مناطق استراتژیک مستقر شدهاند. این جابجاییها غالباً بدون مشورت با ساکنان بومی انجام شده و در موارد متعددی، زمینهای متعلق به جوامع قدیمیتر به این تازهواردان واگذار شده یا مورد تصرف قرار گرفته است.
اسکان ناقلین و مهاجرین در شمال و شمالشرق، اهداف مشخص سیاسی و امنیتی را دنبال میکند. این روند بخشی از یک استراتژی کلانتر برای تغییر موازنهی قومی، سیاسی و اجتماعی در این ولایات وبه سود گروههایی خاص محسوب میشود؛ گروههایی که در برخی موارد پیوندهای ایدئولوژیک و سیاسی نزدیکی با ساختارهای قدرت مسلط دارند.
پیامدهای این روند عبارتند از:
تغییر بافت اجتماعی-فرهنگی: با ورود جمعیتهای جدید، زبان، فرهنگ و سبک زندگی سنتی بسیاری از مناطق شمالی دچار دگرگونی شده و جوامع بومی احساس به حاشیه رانده شدن میکنند.
بحران مالکیت زمین: تصرف زمینهای بومیان توسط ناقلین و عدم وجود روندهای شفاف حقوقی برای تعیین مالکیت، باعث ایجاد اختلافات طولانیمدت شده است. این بحران میتواند زمینهساز درگیریهای محلی گستردهتر گردیده و به وفاق ملی آسیب جدی وارد نماید.
تضعیف نیروی مقاومت اجتماعی: با پراکنده شدن و تضعیف جوامع بومی که پیشینهی مقاومت در برابر افراطگرایی را نیز داشتهاند، زمینه برای تحکیم نفوذ گروههای افراطی و تغییر ترکیب نیروهای اجتماعی شمال فراهم خواهد شد.
بیثباتی درازمدت: تداوم این روند، ثبات اجتماعی، وحدت ملی و توسعهی پایدار را در افغانستان به مخاطره میاندازد و زمینه را برای درگیریهای قومی و رقابتهای منطقهای در آینده مهیا خواهد نمود.
این تغییر ساختار جمعیتی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت اهداف سیاسی یا امنیتی مشخصی را برای گروههای حاکم تأمین کند، اما در چشمانداز بلندمدت پیامدهای مخربی در راستای تضعیف یکپارچگی ملی به همراه خواهد داشت.
ادامهی این روند نه تنها ساختار سنتی و اجتماعی شمال و شمالشرق کشور را به طور بنیادین دگرگون میکند، بلکه با برهم زدن توازن جمعیتی تاریخی، زمینهساز تعمیق شکافهای قومی و بیاعتمادی گسترده میان گروههای مختلف خواهد شد.
در شرایطی که انسجام اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز اقوام افغانستان بهشدت آسیبپذیر شده، چنین تغییرات اجباری در بافت جمعیتی میتواند دور تازهای از درگیریهای قومی، جنگهای محلی و بحرانهای هویتی را رقم بزند.
از سوی دیگر، بیثباتی مالکیتی، فشار بر منابع محدود اقتصادی، و ایجاد فضای رقابتی ناسالم میان جمعیتهای بومی و مهاجر، زیرساختهای توسعهی پایدار را نابود میکند و امکان بازسازی اجتماعی و اقتصادی این ولایات را تضعیف میسازد.
به ویژه در مناطقی که پیشتر به عنوان پایگاههای مقاومت در برابر افراطگرایی شناخته میشدند، تغییر ترکیب جمعیتی موجب کاهش توان دفاع مدنی و نفوذ گستردهتر جریانهای تندرو خواهد شد. این امر تهدید مستقیمی برای امنیت ملی و نظم اجتماعی افغانستان ایجاد میکند.
لذا بدون مداخلهی جدی و بازنگری در سیاستهای مهاجرتی و توزیع زمین متعلق به ساکنین محلی، فرآیند تخریب ساختار جمعیتی شمال و شمالشرق افغانستان شتاب بیشتری خواهد گرفت و راه را برای فروپاشی اهداف مشترک سیاسی و اجتماعی فراهم خواهد کرد.
حزب همدلی مردم افغانستان با درک واقعیت های موجود و باابراز نگرانی از فرایند این سیاست های نادرست، بر جلوگیری و خودداری ازادامه این تلاش های مخرب تآکید می کند.
حزب همدلی مردم افغانستان
۹ ثور ۱۴۰۴